مرکز ترجمه و پژوهش ایران
بازدیدکنندگان : 263582

اعضای جدید


فرهاد پورابراهیم


narges milani


mehdi alirezaii


محمد شاكري

مطلب خوان

portal.irantranslate.com  RSS feeds

حاضرین

  • [Bot] [Bot]
  • [Google] [Google]
  • [MSN] [MSN]
  • [Yandex] [Yandex]
حضار:
  • 2 مهمان


آماتوریسم در ترجمه - آثار کارل مارکس

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 09 دی 1387 ساعت 22:53

 

فعالیت‌های ‌اجتماعی د‌ر بطن خود کیفیتی ‌دارند که جریان امور را به سرعت به سوی ‌تقسیم کار وسیع و استانداردسازی و گسترش کارهای ‌گروهی ‌در محدوده‌ای ورای قلمرو نفوذ و اقتدار افراد می‌کشاند. وابستگی متقابل این نوع فعالیت‌ها به‌ یک‌دیگر و ضرورت هم‌سنگی و هم‌طرازی آن‌ها در یک فرایند پویا منشأ آفرینش این کیفیت است. میزان تأثیر گذاری ‌این کیفیت در هر جامعه‌ی معین بسته به میزان تکامل‌یافته‌گی‌ هر یک از این جوامع، گسترده‌تر یا محدودتر است که در نهایت موجب استقرار و اجرای ‌استانداردهای ‌اجتماعی متفاوتی می‌شود.
این تفاوت‌ها در عرصه‌های‌ گوناگون، از سطحی‌ترین تا پیچیده‌ترین رفتارهای فردی و جمعی، بازتاب دارند. از روش استفاده‌ی ساده‌ از فضاهای‌ شهری و هنجارهای ساده میان وظایف گوناگون افراد و گروه‌ها گرفته تا واکنش‌های سیاسی – اجتماعی و فرهنگی مهم. درست است که در ابتدا عوامل تاریخی – طبیعی، و تاریخی - اجتماعی‌است که مبناهای نا‌مساوی‌ای‌ را برای‌دست‌یابی به ضرائب رشد این استانداردها پی‌ریزی می‌کنند، اما تدابیر لحظه‌ی‌ کنونی به خوبی می‌توانند جنبه‌های ‌تقدیرگونه و منفی ‌این عوامل را کاسته و نقش قهقرائی ‌اآنان را در سیرِ توسعه‌ی جوامع تصحیح کنند. این تدابیر در مورد جوامع ضعیف‌تر تا دوره‌ی معینی بیشتر به حوزه‌ی ‌اندیشه و فرآورده‌های آن منحصر می‌شوند؛ چرا که تنها در این عرصه‌ست که ملت‌ها همیشه می‌توانند در ماترک تاریخی خویش ذخیره‌یی ‌ارزشمند بیابند که ‌از تأثیر رشد ناموزون اقتصادی – اجتماعی ‌در طی قرون متمادی مصون مانده باشد.
دست‌مایه‌ای ‌که در بدترین حالت چون یک حافظه تاریخی قادر خواهد بود محرکی‌ اولیه برای ‌توسعه ‌ایجاد کند. اگر این جمع‌بندی صحیح باشد، آن گاه نقش افرادی‌ که به کارهای فکری و فرهنگی می‌پردازند بسیار مهم و حتی‌ تعیین کننده خواهد بود. پس قبل از هر چیز و مصرانه‌تر از هر اقدام دیگر لازم است که‌این گروه‌های فعال فکری ‌در مسیری‌ گام بردارند که به تدریج به نمایندگان واقعی و عملی‌ اندیشه‌ورزی جامعه‌ی خود تبدیل شوند. برای ‌این کار لازم است که ‌از مراکز فکرساز جهانی ‌تبعیت نکرده و در عین حال با فردگرائی‌ انزوا طلبانه‌ای نیز که همزاد روشنفکر جهان سومی‌ست مرزبندی‌کنند. در مورد اول پیداست که آنان در حوزه‌ی علوم انسانی بیش از هر عرصه دیگری می‌توانند رشد کنند و نماینده‌ی مستقل جامعه شوند؛ چون در این جاست که نسبت به عرصه‌های علوم طبیعی و تکنولوژی و صنعت مبتنی بر آن، تمرکز و انحصار کمتری وجود دارد و می‌توان با تمرکز کافی و تدبیر استراتژیک و با اتکا به ویژه‌گی‌های ‌تاریخی–‌اجتماعی و بهره‌گیری ‌از دستاوردهای جهانی به ‌استانداردهای پیشرفته‌ای ‌رسید که در نهایت انرژی فکری‌ کافی برای به‌دست‌گیری‌ تدریجی‌ همه‌ی حوزه‌های‌ دیگر را نیز فراهم می‌کند.
در مورد دوم فرد‌گرائی بلای خانمان‌سوزی‌ست که برعکس فردیت معاصر جوامع غربی و به رغم اعلام بی‌دریغ و مکرر خود، پیوندی با جامعه ندارد؛ واکنش مستقل ولی مأیوسانه‌ای‌ست که‌از انزوا نیرو می‌گیرد و از جنس خلأ است. همه می‌دانیم که با نیروی‌ این فردیت منزوی ‌در حوزه فکرسازی ‌تنها تا وادی آماتوریزمی می‌شود پیش رفت که سترون است؛ ولی با وجود بی‌ریشه‌گی، چون نیلوفر آبی حیات لرزان خویش را نبات‌وار ادامه خواهد داد. آماتوریسم مولود توسعه‌نیافته‌گی‌ست. جائی‌که هنوز جامعه مهر خویش را بر پیشانی فرد حک نکرده، و در تکاپوی زندگی، فرد با شناسه‌ی خود و جامعه با شناسه‌ی خود سیال‌اند. آن‌جا که فرد در قبال جامعه نامحسوس و در عین حال جامعه نیز در حوزه‌ی فرد نامحسوس است و هیچ یک را غم دیگری نیست؛ آن جا آماتوریزم، خود بسندگی‌در امور ماهیتاً اجتماعی و اتکا به‌اندیشه‌ی فردی‌ در قبال تفکر اجتماعی، گرایشی‌ست که به وجود می‌آید و می‌زیید. این جا در واقع حیطه‌ی‌ اقتدار فرد غیر‌اجتماعی‌ست؛ حتی ‌اگر با نام و نشان جامعه هویدا شود. پس عدم تبعیت اولی ‌هرگاه منتهی به‌انزوای ‌دومی‌ شود، حاصلی جز نازائی و تداوم تسلط انحصارات فکری نخواهد داشت، استقلال ذهنی ‌تنها به پشتوانه‌ی ‌تدبیر مستقل و تلاش گروهی موجب استقلال عملی و کارسازِ فعالین فکری‌ هر جامعه‌ی ‌توسعه‌نیافته خواهد بود.
فرمول استقلال فعال خود حامل تضادی‌ست که در پویائی‌اش حل می‌شود، هر استقلالی پدیده را به سمت انزوا می‌راند؛ و هر انزوائی‌استقلال پدیده را از بین می‌برد. پویائی عامل خروج از این تضاد است که پدیده را به جلو می‌راند و نیروی لازم را برای‌تغییر و در نهایت استقلال در موقعیت بعدی‌را به‌او می‌دهد.در مطلب مورد بررسی ما بازتاب عمل اجتماعی ‌در ذهن متفکر، عنصر پویائی ‌را تشکیل می‌دهد.روشنفکر جهان سوم باید فرماندهی فکری ‌را، دست‌کم در حوزه‌ی زیستی خود، از چنگ رقبای جهانی‌اش برباید.
مبنای‌تدبیری ‌که برای ‌این مبارزه‌ی فرهنگی‌ درونی لازم است با اتکا به چاشنی مرکبی ‌از مایه‌های فرهنگ ملی و جهانی‌ شکل می‌گیرد. گرچه‌ اآشکار است که شیب تندی ‌هنوز از سمت غرب به دلیل خواب‌آلودگی پس از قرون‌وسطای‌شرق وجود دارد و لذا انتقال فرهنگی ‌از سمت غرب کُُره هنوز در این مبادله می‌چربد. اما تدبیر روشنفکر شرق، اگر با پشتوانه‌ی‌ تمدن شرق همراه شود، و اگر اجتماعی‌ شود، یعنی نیروی خود را نه ‌از انزوا که‌ از اجتماع بگیرد قادر است این چند گام بسیار دشوار اولیه را بر دارد؛ اگر چه به گام بر داشتن در خلأ می‌ماند.
در زمره‌ی‌ این گام‌ها انتقال مستقیم ِتاریخ اندیشه‌ی غرب در دوران خواب سنگین شرق، یعنی چند قرن اخیر است، و ترجمه به عنوان یکی ‌از راه‌های جدی و موثر این انتقال، رسالتی‌ست بر عهده‌ی ‌روشنفکران. و لازم است که ‌اهمیت در خور از نقطه نظر منافع عمومی جامعه به ‌آن داده شود. لازم است که دانسته شود ترجمه‌ آثار اندیش‌مندان و عالِمان جهانی‌ تفنن یک روشنفکر در نقش مترجم نیست، بلکه وظیفه‌ای عمومی‌ست، و با همین میزان باید پاسخ‌گوی ‌آن بود، چون یک کار گروهی به‌ آن پرداخت و به ‌استانداردهای جهانی‌ ارتقااش داد.
موضوع ترجمه در کشور ما تا اندازه‌ی زیادی ‌از آن آماتوریسم انزواجوئی‌رنج می‌برد که گفته شد؛ و لازم است که با توجه به نقش قاطع آثار ترجمه‌ای ‌در رشد ذهنی جامعه با آن مرزبندی‌کرد.
آثار کارل مارکس از جمله آثاری‌ست که ضرورت ترجمه‌ی ‌آن وجود دارد، و همین ضرورت موجب شده ‌است که تلاش‌هائی ‌در این زمینه‌ انجام شود. ترجمه‌ی ‌آثار کارل مارکس به ویژه‌ آثار وی‌در اقتصاد سیاسی ‌که هم از لحاظ چند بعُدی بودن مفاهیم؛ یعنی‌ هم‌راهی و هم‌زمانی علوم مختلف، و مشروط بودن فهم کامل آن‌ها به ‌این هم‌زمانی، و هم از لحاظ شیوه‌ی بیان دیالکتیکی‌ این آثار که‌استفاده‌ از تمام ظرفیت‌های زبان مقصد را برای پرورش و بازگوئی ظرافت‌های نظری‌اش اجتناب‌ناپذیر می‌کند، احتمال استنتاج ناقص و حتی غلط مفاهیم را برای‌هر مترجم منفردی بالا می‌برد. حتی نگاهی خیلی سریع به ترجمه‌ی ‌این آثار به فارسی بلافاصله صحت این ارزیابی ‌را تأیید می‌کند.
اولین نتیجه‌ی بد این قبیل ترجمه‌ها پدیداری ‌تعبیرهای نادرست ،مخصوصاً برای‌دانش‌پژوهانی‌ست که تازه به مطالعه‌ی ‌این آثار روی ‌آورده‌اند. آن‌هائی‌ که در گذشته خود طعم تلخ این بدفهمی‌ها را چشیده‌اند بخوبی می‌دانند که چه میزان نیرو و انرژی برای جبران خسارت‌های ناشی‌ از این بدفهمی‌ باید مصرف شود.و تازه‌ این کمترین تاوان ممکن است. دومین نتیجه‌ی بد ، بروز وازدگی ناشی ‌از هیبت بغرنج ترجمه‌ی فارسی ‌این متون مهم است که به‌رغم پیچیده بودن مفاهیم از بدو تدوین تا کنون در حوزه علوم انسانی قاطع‌ترین و پهناورترین دامنه‌ی‌تأثیر را برهمه متفکرین و پیشروان اندیشه و عمل در سراسر جهان داشته؛ که نشان می‌دهد مارکس بیش از هر متفکر دیگری موفق به عمومی ‌کردن اندیشه‌های ناب نظری‌ شده‌ است. متأسفم که بگویم نبود بعضی‌ از این ترجمه‌ها بهتر از بود آن‌هاست، و متأسفم که بگویم بخش زیادی ‌از زحمات بعضی ‌از این مترجمین محترم منتهی به خلق آثاری غیرقابل اعتماد شده‌ است .مسلم است که هیچ ترجمه‌ای ‌از آثار مرجع بدون ویراستاری معتبر و همکاری ‌گروهی ‌افراد مطلع سرنوشت بهتری نخواهد داشت. .من در این نوشته سعی می‌کنم با بررسی مختصرِ برخی ‌از این آثار ترجمه‌ای، شواهدی برای‌ اثبات ارزیابی خودم ارائه کنم. در این‌جا سه ‌اثر ترجمه به طور اجمالی و به شیوه‌ای ‌که توضیح می‌دهم بررسی می‌شوند. این سه ‌اثر انصافاً از لحاظ کیفیت به هیچ‌وجه هم‌سنگ نیستند؛ و انتخاب آن‌ها از این نقطه نظر نبوده‌ است. تنها آشنائی مختصر من به مفاهیم مندرج در این متون به عنوان یک خواننده‌ی‌ دقیق موجب هم‌نشینی‌ آن‌ها در این جا شده‌ است.
آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:41
 

ترجمه، از سیر تا پیاز

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 09 دی 1387 ساعت 22:44

وجود ترجمه‌های اسفبار فراوان در بازار به‌دلیل وجود مترجمان ناشی، ترجمه‌های مکرر به‌دلیل عدم‌عضویت در کپی رایت، عدم‌برنامه‌ریزی ناشران برای ارائه آثار خارجی، تخصص نداشتن و حرفه‌ای نبودن مترجمین، ناشی گری در ترجمه و از بین بردن سبک نویسنده در ترجمه چند موردی بود که کاوه میرعباسی مترجم نام آشنا به‌عنوان مشکلات و ایرادات آثار ترجمه شده به زبان فارسی بیان می‌کند.
وی که چندی پیش به‌طور رسمی اعلام کرد که برای همیشه ترجمه را کنار می‌گذارد و به نوشتن خواهد پرداخت به‌دلیل سال‌ها فعالیت در این حوزه هنوز مجبور است پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران به‌عنوان مترجم باشد.
وی نخستین مسئله را وجود مترجمان ناشی فراوان می‌داند که سبب می‌شود شاهد چاپ ترجمه‌های اسفباری در ایران باشیم.
وی می‌گوید: در مورد ناشران شناخته شده این اتفاق کمتر رخ‌می‌دهد اما مگر چند ناشر مطرح داریم؟ ناشران کمتر شناخته شده که تعدادشان هم کم نیست مدام کتاب‌هایی چاپ می‌کنند که ممکن است هیچگونه دقتی در انتخاب آن نشده باشد.
مترجم «زنده‌ام که روایت کنم» معتقد است: مترجمان تازه کار بسیاری هستند که با وجود دانستن یک زبان خارجی هیچ تسلطی بر زبان مقصد ندارند و همین سبب می‌شود که لطمه زیادی به ترجمه در کشور بزنند.این مترجم می‌گوید: عدم‌عضویت در کپی رایت سبب شده تا ترجمه‌های متعددی از یک اثر منتشر شود. من با نفس این کار مشکلی ندارم اما این کار مستلزم آن است که از ترجمه یک اثر سال‌ها گذشته و واژه‌ها کهنه شده باشد یا ترجمه‌های قبلی کاستی‌هایی داشته و نیاز به ترجمه جدید از یک اثر احساس شود. اما اینکه چند مترجم تقریبا به‌طور همزمان کاری را ترجمه کنند اصلا مفید به‌نظر نمی‌رسد. این کار با وجود آثار ترجمه نشده فراوان تنها سبب اتلاف وقت مترجم و ناشر می‌شود. این مشکلی است که اگر عضو کپی رایت باشیم هرگز رخ نخواهد داد.
این مترجم زبان اسپانیایی در ادامه مشکلات دیگر آثار ترجمه‌ای در ایران را برمی‌شمرد؛ نظم خاصی در عرصه نشر حاکم نیست و ناشر به‌دلیل عدم‌اشراف بر آثار خارجی کورمال کورمال سفارش کار می‌دهد و نمی‌تواند برای ارائه آثار خارجی برنامه ریزی کند. البته به تازگی نشر نی با برنامه ریزی شروع به ترجمه و چاپ آثار جین‌آوستین کرده است.
این سبب می‌شود که هم همه آثار یک نویسنده یکجا در دسترس باشد و هم مترجم این آثار به‌عنوان یک متخصص در حوزه این نویسنده شناخته شود. چون ما از عدم‌مترجمین تخصصی نیز رنج می‌بریم و این نیز به‌دلیل تیراژ پایین کتاب‌های جدی در ایران است.
میرعباسی در این گفت‌وگو موضوع دیگری را نیز مطرح می‌کند که بعد از او وقتی سراغ دیگر مترجمان هم می‌رویم هریک به نوعی از این موضوع شکایت دارند.این مترجم به از بین رفتن سبک و زبان نویسنده حین ترجمه اثر اشاره می‌کند و می‌گوید: درآوردن سبک نویسنده از دهه ۶۰ برای مترجمان جدی به‌صورت دغدغه‌ای جدی درآمد اما تا پیش از آن نبود. پس از آن نیز مترجمان جدی به اهمیت این موضوع پی بردند و متوجه شدند که علاوه بر اینکه متن در زبان فارسی باید شیوا باشد سبک نویسنده نیز باید حفظ شود. البته این عارضه‌ای است که خیلی از کشورها به آن دچارند.
اما واقعیت این‌است که یک وقت‌هایی نویسنده یکجور می‌نویسد که اگر مترجم بخواهد آن وضع را حفظ کند ممکن است تقبیح شود. به این‌جور متن‌ها می‌گویند مترجم خراب کن اما یک مترجم جدی باید تن به خطر بدهد و سبک نویسنده را خراب نکند.گیتا گرکانی نیز بزرگ‌ترین مشکل ترجمه به فارسی را انتخاب یک زبان مشخص برای همه ترجمه‌ها می‌داند و معتقد است این کار دست مترجم را می‌بندد و یک تفکر خاص را به او تحمیل می‌کند. گرکانی نخستین و اساسی‌ترین مشکل ترجمه در کشور را همین موضوع می‌داند.
این مترجم زبان انگلیسی می‌گوید: مترجم باید روحیه محکمی داشته باشد تا هم متن واقعی را برگرداند و هم متنش با منطق زبان فارسی جور باشد و هم تاب تحمل واکنش‌ها را داشته باشد. این کار به این معناست که در هنگام ترجمه زبان اصلی نویسنده را حفظ کنی که کار چندان ساده‌ای هم نیست.

مترجم آثار موراکامی می‌گوید: برای اینکه نویسنده‌های دنیا به یک زبان ننویسند اول باید مترجمان این موضوع را قبول کنند. اما متأسفانه تعداد کسانی که این مسئله را رعایت می‌کنند بسیار کم است در حالی که معمولا برای کسی که نویسنده را به قتل می‌رساند دست می‌زنیم و به او جایزه می‌دهیم.
وی معتقد است: باید هنگام ترجمه یادمان باشد که این‌کار قرار است دست مردم برود و آنها آن‌را بخوانند و به تو هم اعتماد کرده‌اند. مردم حقی دارند و انصاف نیست که پول بدهند و فکر کنند که اثر فلان نویسنده و فلان هنرمند را می‌خوانند، درحالی که اگر کتاب به زبان مبدا ترجمه شود و نویسنده آن‌را ببیند محال است تشخیص بدهد این کتاب خودش است.
وی دیگر مشکل ترجمه در کشور را عجولانه کار کردن مترجمین می‌داند. گرکانی درباره تعهد مترجم به متن نیز می‌گوید: اگر مترجم مطمئن باشد که کارش با متن اصلی مقایسه می‌شود شاید احساس تعهد بیشتری کند. اما این مرجع نباید به‌صورت یک نهاد دربیاید. چون در این صورت تبدیل به یک اهرم قدرت می‌شود و چنین مراجعی به مراکز زدوبند و یک لابی عظیم تبدیل می‌شوند.
گرکانی حین گفت‌وگو داستان لباس پادشاه را بسیار شبیه به مسئله ترجمه در ایران و واکنش خوانندگان به آثار می‌داند و تنها راه را برای حل این مشکل دقت ناشر در انتخاب آثار برای انتشار ذکر می‌کند و می‌گوید: جرأت و سواد خواننده هم در این موضوع دخیل است. اگر خواننده روی متنی که می‌خواند حساسیت داشته باشد شاید این مشکل کمتر شود. مسئله همان قضیه لباس پادشاه است. ما نباید از اینکه بگوییم پادشاه لباسی برتن ندارد بترسیم. وقتی احساس می‌کنیم کاری درست ترجمه نشده است صرفا به‌دلیل تعریف دیگران از آن قبول نکنیم. کافی است دقت کنیم وقتی در مجموعه آثار یک مترجم نحوه نوشتن مارکز با فلان نویسنده روس فرق نمی‌کند یا تمام آثار ادبیات اسپانیایی زبان کم و بیش در ایران به یک شکل و سبک است خواننده باید در کار مترجم شک کند.
گرکانی راه حل را نیز اینگونه ذکر می‌کند؛ مترجم، ناشر و خواننده سه رأس یک مثلث هستند که باید هرکدام کارشان برایشان مهم باشد. مترجم باید احساس مسئولیت کند. ناشر باید نظارت کند و خواننده هم آنقدر برای خودش احترام قائل باشد که حق سؤال و اظهارنظر و تصمیم‌گیری را برای خود حفظ کند. تنها در این‌صورت می‌شود فهمید پادشاه لباسی بر تن دارد یا نه.
نویسنده رمان «فصل آخر» می‌گوید: مترجم حین کار سفر هولناکی را طی می‌کند. سفر هولناکی که تنها مسافرانش مترجم و کتاب هستند. تو با یک کار زندگی می‌کنی و نحوه این زندگی سبب می‌شود که کاری خوب دربیاید یا نه.
سهیل سمی اما بزرگ‌ترین مشکل مترجمان را عدم‌دسترسی آسان به کتاب‌ها می‌داند. وی دیگر مشکل این حوزه را ضایع شدن حق مترجم در روند قرارداد با ناشر می‌داند و می‌گوید: آدم‌های فرهنگی یا اهل ادب معمولا اهل حساب و کتاب نیستند. مترجمان در مقابل ناشران باید یک نماینده داشته باشند. خود من همیشه مجبور شده‌ام کتاب‌هایم را به بهای ناچیز واگذار کنم و حالا صاحب هیچ کدام از کتاب‌هایم نیستم. مترجم آثار « ایشی گورو» معتقد است، وجود یک مرکز برای حفظ حقوق مترجمان در مقابل ناشران برای سامان بخشیدن به وضعیت ترجمه بسیار واجب است. چون در عرصه چاپ کتاب تنها کسی که می‌شود بی‌سروصدا سرش را گوش تا گوش برید مترجم است.ارسلان فصیحی نیز می‌گوید: همه جای دنیا اشکالات یکسانی در زمینه ترجمه وجود دارد. مهم‌ترین مسئله برای ترجمه این است که مترجم به زبان مقصد آشنا باشد و تحت‌تأثیر زبان مبدا قرار نگیرد.
اگر این‌طور شود مترجم نمی‌تواند مفهوم را منتقل کند و جملاتی که روی کاغذ می‌آیند نه زیبا و نه رسا و نه مفهوم هستند. فصیحی تاکید می‌کند که این اشکال در تمام دنیا هست و ادامه می‌دهد: اگر مترجم با محیطی که نویسنده در آن زندگی کرده آشنا نباشد به دام ترجمه‌های تحت‌اللفظی خواهد افتاد و گاه مطلب را به شکلی ترجمه می‌کند که کاملا مخالف منظور نویسنده است.
مترجم آثار اورهان پاموک می‌گوید: متأسفانه خیلی از مترجمان تصور می‌کنند که چون به زبان مادری شان ترجمه می‌کنند مشکلی در این زمینه ندارند. در صورتی که برای تسلط باید شیوه نوشتاری، سبک و لایه‌های مختلف داستانی را شناخت. از سویی باید آنقدر به زبان مبدا آشنا باشد که در ترجمه نیازی به دیکشنری نداشته باشد و وقتی داستان را می‌خواند انگار آن‌را به زبان مادری خود می‌خواند.
این مترجم زبان ترکی در مورد حفظ سبک و زبان نویسنده می‌گوید: اینکه مترجم بخواهد در هر اثری سبک و زبان نویسنده را حفظ کند کار بسیار مشکلی است. حتی در مترجمان نام آشنا نیز چنین چیزی کمتر دیده می‌شود. نباید از مترجم توقع داشت که برای هر نویسنده، هر اثر و هر شخصیت زبان خودش را درآورد. اما می‌شود توقع داشت که زبان ترجمه رسا باشد.
نازنین نوذری اما برخلاف فصیحی می‌گوید: نباید هنگام ترجمه فقط به فکر این باشیم که فارسی را حتما درست بنویسیم حتی به قیمت از بین رفتن قلم نویسنده. خیلی وقتها نویسنده در نوشتن به آن شکل ویژه حتی اگر اشتباه هم باشد عمدی داشته است و ما حق نداریم برای روان شدن ترجمه آن‌را تغییر بدهیم.
این مترجم اسپانیولی ادامه می‌دهد: متأسفانه بیشتر مترجمین هنگام ترجمه تنها در این فکر هستند که فارسی را خوب بنویسند. به همین دلیل هم می‌بینیم که در ترجمه‌های فارسی قلم آلبرکامو با ویکتور هوگو چندان فرقی ندارد.مارکز هم که درست عین فوئنتس می‌نویسد. وی دیگر مشکلات آثار ترجمه‌ای را عدم‌ترجمه از زبان اول می‌داند و معتقد است که حین ترجمه گاه بیشتر زبان و سبک از بین می‌رود، حال اگر مترجم از زبان دوم یا سوم ترجمه کند معلوم نیست چقدر به متن اصلی نزدیک خواهد بود.
نوذری معضل دیگر را وجود ترجمه‌های تکراری بسیار فراوان می‌داند؛ به جای ترجمه آثار تکراری بهتر است آثار و نویسنده‌های جدید معرفی شوند به‌ ویژه با وسعت تالیف کتاب‌های جدید در دنیا بهتر است مترجمان وقت خود را صرف معرفی نویسنده‌های تازه‌ای کنند.فتح‌الله بی‌نیاز نویسنده و منتقد ادبی هرچند در حوزه ترجمه چندان فعال نیست اما به‌دلیل نقد آثار مختلف بر این حوزه اشراف دارد؛ شمار بسیار زیادی از مترجمان در ایران مشکل دارند و هنوز ارکان جمله و دستور زبان فارسی را به خوبی نمی‌دانند. از سویی به جای ترجمه متن فقط واژه‌های آن‌را معنی می‌کنند.
بی نیاز دو عنصر را برای افزایش کیفیت کارهای ترجمه‌ای مؤثر می‌داند: یکی درک زبان نویسنده که برای این کار باید به زبان مبدا بسیار کتاب خواند و دیگر آشنایی کامل و تسلط بر زبان مقصد.
این منتقد معتقد است که مترجمان علاوه بر این دو عنصر باید مدام کتاب‌های ترجمه شده را با اصل آنها مقایسه کنند و اشکالات و نکات مثبت کار را بررسی کنند. بی نیاز همچنین معتقد است که یکی از ضعف‌های کار ترجمه در ایران از بین رفتن زبان نویسنده حین ترجمه است؛ گاهی مترجم برای بهتر کردن زبان نویسنده خودش وارد عمل می‌شود و به زبان خودش می‌نویسد. این سبب می‌شود که پس از مدتی کلیه آثاری که آن مترجم ترجمه می‌کند از حیث زبان شبیه به هم باشند که این در هرصورت اشتباه است.
مشکلات ترجمه از دید چند مترجم کشور این بود. در این بین موارد مشترک و مشابهی بود که شاید نشانه ضعف بیشتر ما در آن حوزه باشد اما راه حل این مشکلات چیست. وقتی مرکزی برای حل این مسائل وجود ندارد به‌نظر می‌رسد تنها راه اینست که مترجمین خود نقاط قوت و ضعفشان را بشناسند و آنها را رفع کنند. این توصیه‌ای است که بی‌نیاز می‌کند و علاوه بر این ایجاد انجمن‌هایی برای بحث بر سر آثار ترجمه شده و نقد ترجمه‌ها را در رسیدن به این هدف بسیار مؤثر می‌داند.
آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:42
 

ترجمه، رسالتی اجتماعی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 09 دی 1387 ساعت 13:30

ترجمه و بخصوص ترجمه‌ی آثار مرجع به عنوان یکی از راههای جدی و موثر مبادله‌ی فرهنگ و علم رسالتی‌ست بر عهده‌ی روشنفکران، و لازم است که اهمیتی در خور به آن داده شود. ترجمه‌ی آثار اندیشمندان و عالِمان جهانی نه‌یک تفنن ، بلکه وظیفه‌ای اجتماعی‌ست، و با همین میزان باید پاسخگوی آن بود، چون کاری گروهی به آن پرداخت و آن را به استانداردهای جهانی ارتقا داد.
در کشور ما، اما، این مقوله تا اندازه‌ی زیادی از آماتوریسمی رنج می‌برد که با اتکا به مجموعه شرائط به حیات خود ادامه داده و مزمن شده است. در بیشتر اوقات مترجمین منفرد تنها با اتکأ به توان محدود خود به ترجمه‌ی متونی می‌پردازند که بسیار فراتر از توان آنهاست. به رغم نیّت این مترجمین اثر بدست آمده در بیشتر اوقات مشکلی به مشکلها می‌افزاید؛ اگر چه شاید برخی اعتقاد داشته باشند که این گونه ترجمه‌ها تا اندازه‌ای به معرفی مکاتب فکری کمکی کرده‌اند. به نظر من این نگاه تقلیل گراست و امکان سازماندهی توان بالفعل و بالقوه برای ترجمه‌ی استاندارد و انتقاد از شیوه‌ی موجود را به عنوان راه حل این نارسائی مهم نادیده می‌گیرد.
آثار کارل مارکس از جمله متون مرجعی‌ست که ضرورت ترجمه‌ی آنها در کشور ما نیز وجود دارد. همین ضرورت موجب شده است که تلاشهائی در این زمینه انجام شود. اما ترجمه‌ی آثار این دانشمند به ویژه آثار وی در اقتصاد سیاسی که هم از لحاظ چند بعُدی بودن مفاهیم؛ یعنی همراهی و همزمانی علوم مختلف، و مشروط بودن ِفهم کامل آنها به این همزمانی، و هم از لحاظ شیوه‌ی بیان دیالکتیکی این آثار که استفاده از تمام ظرفیتهای زبان مقصد را برای پرورش و بازگوئی ظرافتهای نظری‌اش اجتناب‌ناپذیر می‌کند، احتمال استنتاج ناقص و حتی غلط مفاهیم را برای هر مترجم منفردی به وجود می‌آورد. اولین نتیجه‌ی بدی که از این قبیل ترجمه‌ها حاصل می‌شود، پیدا آمدن ِتعبیرهای نادرست، مخصوصا ًًبرای دانش‌پژوهانی‌ست که تازه به مطالعه‌ی این آثار روی می‌آورند. آنهایی که در گذشته خود طعم تلخ این بدفهمی‌ها را چشیده‌اند بخوبی می‌دانند که چه میزان نیرو و انرژی برای جبران خسارتهای ناشی از این بدفهمی‌ها باید مصرف شود؛ و تازه این کمترین تاوان ممکن است. دومین نتیجه‌ی بد ، بروز وازدگی میان علاقمندان به علت هیبت بغرنج ترجمه‌ی فارسی این متون مهم است که به رغم پیچیده بودن مفاهیم از بدو تدوین تا کنون در حوزه علوم انسانی قاطع‌ترین و پهناورترین دامنه‌ی تأثیر را بر همه متفکرین و پیشروان اندیشه و عمل در سراسر جهان داشته‌اند، و نشان می‌دهد مارکس بیش از هر متفکر دیگری موفق به عمومی کردن (عملی کردن) اندیشه‌های ناب نظری شده است. بخش زیادی از زحمات این مترجمین منتهی به خلق ِآثاری غیرقابل اعتماد شده است. مسلم است که هیچ ترجمه‌ای از آثار مرجع بدون ویراستاری معتبر و همکاری گروهی‌ ِافراد مطلع سرنوشت بهتری نخواهد داشت. نگاهی حتی سطحی به ترجمه‌ی فارسی این آثار صحت این ارزیابی را تأیید می‌کند .

آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:44
 

فرازبان در خدمت ترجمه

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 09 دی 1387 ساعت 03:11

ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون کوچک‌ترین افزایش یا کاهش در صورت و معنی.

چکیده
در این مقاله سعی بر آن است تا با تحلیل فرآیند ترجمه و فعالیت مترجم و تعیین و تبیین مراحل و چارچوبهای آن، مساله فرمول نویسی۱ فرآیند ترجمه به وسیله فرا زبان۲ را در حوزه ترجمه شناسی طرح کند که خود گامی در مسیر تعیین استانداردها و پارامترهای همگانی در حوزه ترجمه است. بر این اساس ابتدا جایگاه ویژه متن۳ در فعالیت مترجم و به دنبال آن اهمیت تحلیل متن۴ در ترجمه تبیین می‌‌شود. نگارنده معتقد است، ترجمه شناسی با به خدمت گرفتن تحلیل متن و پیشرفت و توسعه آن، می‌‌تواند گامهای مهمی در حل مسایل و مشکلات خود بردارد.
۱- تعریف ترجمه
تعریف ترجمه از دیر باز مورد اختلاف میان مترجمان و ترجمه شناسان بوده است در میان تعاریف مختلف، عبارت ساده‌ای متداول است که می‌‌توان به عنوان تعریفی روان از ترجمه پذیرفت. ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون کوچک‌ترین افزایش یا کاهش در صورت و معنی (صفوی، ۱۳۸۰، ص۹). این تعریف بیشتر جنبه ایده آلیستی دارد و در واقع امر امکان وقوع چنین ترجمه‌ای تا به امروز اندک است.
البته از آن زمان که زبان شناسی به کمک فن ترجمه آمد و در حوزه ماهیت و چگونگی ترجمه تحقیقاتی انجام داد، قدمهای مثبتی در راه رسیدن به این آرمان برداشته شد. زبان شناسی ساخت صوری و معنایی زبان را از یکدیگر جدا کرد و از طریق تحلیل تقابلی۵ سطوح مختلف آوایی، واژگانی و نحوی زبان را تبیین نمود (صلح‌جو، ۱۳۶۵) و مطالعات معنی شناسی نیز مسائل ترجمه را واضح‌تر کرد و بیش از همه در مورد مساله «معادل یابی» گشایش خوبی به وجود آورد.
الف- تحلیل فرآیند ترجمه
در اینجا سعی بر آن است که به صورت ابتدایی و در حد نیاز فرآیند ترجمه به معنای عام کلمه را بررسی و تحلیل کنیم. هر چند تحلیل این فرآیند نیز از جمله مسائل پر اختلاف و بحث برانگیز علم ترجمه شناسی است و پرداختن کامل به آن در این مجال امکان ندارد.
برای ما سه بخش مجزا از فرآیند ترجمه شامل متن مبداء، فعالیت مترجم و متن مقصد حائز اهمیت است. براساس اصول و مبانی روش تحلیل متن جدید، متن‌ها متشکل از تعداد فراوانی واحدهای زبانی (تکواژ، واژه، گروه، بند، جمله و...) هستند که طبق یکسری فرمولها و دستورهای معین در هر زبان اعم از فرمولهای آوایی، نحوی و معنایی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا اطلاعات مورد نظر نویسنده را در درون خود (درون متن) ذخیره نمایند تا هر مخاطبی که با این فرمولها و دستورها آشنایی دارد، بتواند با مطالعه این متن، اطلاعات ذخیره شده در آن را بازیابد نکته مهم در ترجمه این است که ترجمه آن طوری انجام شود که خواننده‌ی متن مقصد، آن چیزی را بفهمد که خواننده‌ی متن مبدا می‌‌فهمد و به عبارت دقیق‌تر و علمی‌تر، متن مقصد حاوی تمام اطلاعاتی باشد که متن مبدا در خود ذخیره نموده است.
در این میان فعالیت مترجم از متن مبدا آغاز شده و به متن مقصد ختم می‌‌شود. مترجم ابتدا با استفاده از فرمول‌ها و دستورهای معین در نظام معنایی و دستوری هر زبان تلاش می‌‌کند تا متن را بفهمد. به عبارت دیگر سعی می‌‌کند تا با بازیابی اطلاعات ذخیره شده در متن، شبکه معنایی آن را برای خود ترسیم کند. به طور طبیعی این شبکه معنایی سازگار با شبکه معنایی زبان مبدا و به عبارت دقیق‌تر تکه‌ای از شبکه معنایی آن زبان است. لذا در گام دوم وی شبکه معنایی معادل با آن را در زبان مقصد ترسیم می‌‌کند و در گام نهایی آنرا مطابق فرمولها و دستورهای زبان مقصد که بر گرفته از نظام آوایی تکواژی و دستوری زبان مقصد است به صورت متن مقصد ارائه می‌‌دهد.
میزان موفقیت مترجم در این فعالیت به اموری چند مرتبط است:
۱- میزان آشنایی وی به فرمولها و دستورهای زبان مبدا و توان فهم وی از متن مبدا.
۲- میزان تطابق شبکه معنایی ترسیم شده در ذهن مترجم با شبکه واقعی متن مبدا.
۳- میزان توانایی مترجم در بازسازی شبکه معنایی مذکور در زبان مقصد.
۴- میزان آشنایی مترجم با فرمولها و دستورهای زبان مقصد و توان ساختن ساختارهای زبانی در متن مقصد.
طبق تعریف و تحلیل ارائه شده از فرآیند ترجمه، تمام فعالیت مترجم بر روی متن متمرکز می‌‌شود و به نوعی با استفاده از روش تحلیل متن از هر دو سو (مبدا و مقصد) دست به ترجمه و برگردان می‌‌زند. بر این اساس معتقدم که مطالعات زبان شناسی بر روی متن و تحلیل متن جایگاه ویژه‌ای در مباحث ترجمه شناسی دارد، و این مقاله خود گامی است در تبیین این مطالعات در حوزه ترجمه شناسی.
۲- زبان شناسی و ترجمه
زبان شناسان با توجه به حوزه‌های مطالعاتی خود (آوا، تکواژ و دستور) از منظر خاصی به متن زبان (اعم از گفتاری و نوشتاری) پرداخته‌اند، این حوزه‌ها از یکدیگر تفکیک شد و هر کدام جلوه و ظهور خاصی از زبان را مورد مطالعه قرار دادند. لذا به نظر من، ترجمه شناسی، علی رغم پرداختن به سه حوزه زبانی مذکور، از منظری ویژه و متفاوت با سه حوزه واج شناسی دستور و معنا شناسی، به زبان می‌‌پردازد. بدین معنا که ترجمه شناسی از منظری بالاتر به زبان می‌‌‌نگرد به نحوی که به ظاهر، هر سه حوزه مذکور ذیل مطالعات آن می‌‌گنجد. نکته مهم اینجاست که این حوزه (به ویژه بخش دستور و معنی شناسی) در ترجمه شناسی در درون یک نظام و در پیوند با یکدیگر مورد مطالعه قرار می‌‌گیرند. این طرز نگاه نیز اصول، مقدمات و ابزار خاص خو را می‌‌طلبد.
تذکر این نکته بدان خاطر بود که در برخی مطالعات ترجمه شناسی این منظر رعایت نشده، بلکه نویسنده از نگاه معنا شناختی صرف با دستوری صرف به مسائل ترجمه پرداخته است. گو اینکه با ذره بین قصد یافتن راه نجات در صحرایی بی‌نشان دارد. لذا مهم‌ترین مساله در ترجمه شناسی تبیین نقاط افتراق این حوزه مطالعاتی از دیگر حوزه‌های متداول در زبان شناسی است. به عبارت دیگر، تبیین دقیق حوزه مطالعاتی، اهداف، وظیفه و ابزار آن در ترجمه شناسی است.
الف- زبان شناسی و نگاهی نو به ترجمه
ما در ابتدا فرآیند ترجمه را به سه قسمت مجزا تقسیم کردیم، اول: متن مبدا، دوم: فعالیت مترجم، سوم: متن مقصد. آنچه مسلم است بخش اول و سوم وضوح بیشتری دارند و بر این اساس در آثار ترجمه شناسی بیشتر بر روی ویژگی‌ها و قواعد و قوانین حاکم بر این دو بخش بحث می‌‌کنند و با توصیف چیستی و چگونگی و تبیین نقاط اختلاف و تفارق هر یک به این نتیجه می‌‌رسند که بخش دوم یعنی فعالیت مترجم چگونه است، امکان‌پذیر است یا خیر، مشکلات و موانع ترجمه چیست و دیگر سؤالاتی که سعی در پاسخ به آن دارند. لذا نقطه آغازین مباحث ترجمه شناسی، متن است.

آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:48
 

رزومه مترجم بهترین دوست مترجم (قسمت سوم)

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 03 دی 1387 ساعت 17:14

 

A translator’s CV – a translator’s best friend – Part III

by

Michael J. McCann

Part III: Education


It is a trend of modern life to regard education as what is given to you in a classroom. We ask “where did you go to school?” as if the school or classroom were the only source and fountain of education. The word itself from the Latin, educere, meaning ‘to lead out /to march forward/to raise up’ amongst a multitude of other meanings, says nothing about giving classes or courses, but rather speaks of leadership and cultivation.

Informal

 

Long before Education Acts, a pupil might have been educated privately or by a family member at home or which some neighbours’ children or with a tutor, to ensure a total rounding off of the person. It is interesting to note that in old Ireland under Breton laws, the sons of chiefs were always sent away from the family to a trusted friend to be educated in how to grow up, and not so such as to be schooled in the 3 R’s of “reading, ‘riting and ‘rithmetic”.

Education has less to do with reading such and such a subject at university and more to do with the rounded grasp of culture and civilisation, which nowadays tends to have a clear technological and electronic bias.

Within these parameters, the translator more than many another professional must show him/herself to be a balanced, cultured, knowledgeable person with a wide variety of interests.

This is not to say that a translator of a very narrowly focused field is not to be regarded as a good translator, but we are rather trying to say that a translator will be exposed during his/her professional career to variety.

 


Formal

It is quite amazing the number of established translators who do not list their formal education which should be a statement of primary, secondary and/or third level achievement. Every modern nation has its own grip on the division of formal education. Don’t leave it out. Do put it in your CV/résumé.

Primary

By primary education, we mean that formal national or state education given from around five to twelve years of age. In most countries in this day and age, primary education is obligatory. On a CV-résumé, it is merely sufficient to indicate the years, school and location, and there is no need to state anything about this primary education itself e.g.

1977-1984 National school, Little Town, Big Country
Primary certificate

It is to be noted that some countries because of the compulsory nature of primary education, no longer give any sort of certificate, which is unfortunate as the person then has no public record of either attendance or achievement.

Secondary

Secondary education may be called comprehensive, Lycée, lyceum, gymnasium, classical, technical, state, high school or simply secondary depending on your country of birth and it will normally run from twelve to seventeen years at the upper end of the cycle. It is useful to indicate briefly if this is a single cycle or a double one, e.g.
1985-1987 Middle School, Little Town, Big Country
Junior certificate [Biology, English, History, Geography, Maths, French]
1988-1989 Town High School, Bigger Town, Big Country
High School diploma [English, Maths, Chemistry, Physics,
French]

There is little point in indicating marks/grades for these levels but merely to indicate the type or nature of subject taken.

Many a person fails to give his/her secondary education because it may not have been the “classical” or “high school” type of education, or simply because they feel that it not “important” enough. Technical or vocational education at secondary level can be just as important for the translator whose educational ‘experience’ has frequently to come from outside the box.

Third level

It is a mistake to think of third-level education as purely that to be found at a university. At the end of a normal three-, four- or, in some countries, of a five-year course, the undergraduate student ends up with what is called a primary degree such as a Baccalaureum Artis (B.A.) or Baccalaureum Scientiae (B. Sc.). In some countries, the words [and consequently the initials are reversed].

There are many truly excellent institutions of third lever education which are not universities in the old sense of the word, for example, professional colleges, polytechnics, institutes of technology, regional technical colleges, etc., where the level of education is for all intents and purposes equal to if not better in their specific subject areas than at a university, and particularly from the practical training aspect.

It does no harm either to remember the words of the wag who said “I never let university interfere with my education”.

In a survey conducted earlier in 2005 where the CVs of some three thousand plus translators were analysed, eighty per cent of the translators possessed a primary third-level degree of some sort or in some subject(s).

However, many persons now find it possible and suitable to read for a Master’s or for a Doctorate in their chosen field. In the same survey referred to above, some 26% of translators held a Master’s degree and some 15% had doctorates.

It is interesting to note that from among the excess of four hundred holding doctorates, only a handful had a doctorate in ‘true’ translator or interpreting studies, whereas the vast majority held a doctorate in fields as disparate as law, chemistry, business management, medicine, etc. This level of heterogeneity in the translator community assures clients at large of a level of prior experience unparalleled in other professional fields.

Awards

The translator should state also in a CV any award, prize, bursary or scholarship given. The same may have little reference to a translation in hand, but it is an extra display to the client of competence and achievement.

Specific skills

There are two levels of specific education. The first normally refers to courses taken to carry out a specific profession, e.g. those of a lawyer. The second refers to courses which are specific to you and to your interests, whether those interests are work-related or not.

A translator should list all translation-related courses taken, e.g. MS XP Professional (3 weeks), Advanced Excel (5 weeks), Technical German for Mechanic and Electricians (2 weeks), etc. You get the idea.

Other courses, might be less interesting to a client, e.g. Speed-reading (2 weeks), Advanced Speed touch-typing (1 week), Bee-keeping and hive health (Autumn 2004), etc.

Such courses might not help your skills as a translator, but will show the client, albeit fleetingly, that you have more interests than the grammar and syntax of your chosen languages.

May you have every enjoyment in creating or re-editing your CV/résumé!

آخرین بروز رسانی در شنبه, 07 شهریور 1388 ساعت 20:30
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی > انتها >>

صفحه 2 از 7

زبان سایت

English French German Italian Portuguese Russian Spanish

درصد تکمیل پرونده

برای دیدن درصد تکمیل پرونده خود
عضو شوید.

آخرین گروه های کاری

نقشه سایت

مرکز ترجمه و پژوهش ایران

Farsi Localization and translation center >>> Iran Tours >>> Iran Airport Transfer >>> Iran Responsible Travel >>> Iran Tour and Travel Agency >>> Iran Travel Service >>> Go Farsi