مرکز ترجمه و پژوهش ایران
بازدیدکنندگان : 262963

اعضای جدید


narges milani


mehdi alirezaii


محمد شاكري


پانته آ ادیب فر

مطلب خوان

portal.irantranslate.com  RSS feeds

حاضرین

  • [Bot] [Bot]
  • [Google] [Google]
  • [MSN] [MSN]
  • [Yahoo] [Yahoo]
  • [Yandex] [Yandex]


نیاز به مترجم ارزیاب در ترکیه

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
جمعه, 11 تیر 1389 ساعت 09:59

Job type:
Immediate
Telecommuting
Other
Languages:

  • Farsi>English
  • English>Farsi

(only those who translate into their mother tongue should apply)

As our Iranian SES you will be our point of contact for search engine feedback for Iran while based in Turkey and will actively discover, collect and report search engines issues. This role requires the tracking of other competitive products, local news, trends and the provision of feedback on feature/product suggestions ensuring to keep the search engine superior in the local market. Finally, the role requires that feedback be provided on methods of suggesting and prioritizing features together with tracking launches and product feedback that affect Iran.

Job specification:
•Generate search experience reports with details on search quality, features, user interface and competitive landscape (Average frequency- 1 per month)
•Complete weekly tasks: -
1.Perform lightweight analysis on results
2.Produce feedback on these tasks.
•Keep inventory of competitors and assist in identifying future trends
•Continuously provide feedback on issues, bugs, etc. via sparrow, buganizer, and other means into search engine teams. (Average file count -3/4 per week)
•Conduct lightweight user research (usability, focus groups, field studies, etc).
•Complete adhoc tasks at the request of international quality PM/eng/marketing teams

Qualifications required:
•Reside in Turkey
•Fluent in Farsi and English
•College degree or equivalent
•Strong written communication skills
•Very enthusiastic about improving technology and search engine options. Applicants do not need to be from an Engineering background but technical knowledge is an advantage.
•Knowledgeable about Iran’s online (web based) market, business dynamics, and can analyze competitive search results
•Marketing or business experience is an advantage.

To apply:
Please send a copy of your CV in ENGLISH to آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

Payment: 15.00 USD per hour

Job place:  Turkey

Linguists must live in:  Turkey

Deadline: August 29 the end of the day


نوع کار:

فوری

ارتباطات

ترجمه

زبان ها:

انگلیسی به فارسی

فارسی به انگلیسی

 

 

نیاز به مترجم تخصصی اقتصادی و تجاری با آشنایی به SDLX Translation Suite, TRADOS

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 10 شهریور 1388 ساعت 12:52

Job type:
Immediate
Telecommuting
Translation
Languages:
English>Farsi

We are established translation company based in Delhi(India) for more details visit
(www.troikaa.co.in). Currently we are looking FREELANCE TRANSLATORS for the above mentioned language pair (NO AGENCY PLEASE) for our project. So if you are interested and looking for a long term relationship, Kindly send us your updated word format profile with rates per word as soon as possible

Note :

1.PLEASE SEND YOUR MSN/skype/gmail ID FOR DETAIL DISCUSSION.

2. YOU CAN ALSO SUBMIT YOUR RESUME THROUGH OUR WEBSITE (www.troikaa.co.in) Required software: SDLX Translation Suite, TRADOS

نوع کار:

فوری

ارتباط راه دور

ترجمه

زبان ها:

انگلیسی به فارسی

 


آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 10 شهریور 1388 ساعت 13:11
 

عبدا... کوثری : زبان فارسی در ترجمه کم نمی آورد

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 10 دی 1387 ساعت 08:10
عبدا... کوثری، مترجم ادبی، بر اساس بیش از سی سال تجربه اش در ترجمه متون مختلف ادبی، از تراژدی های یونان تا داستانهای آمریکای لاتین و کتابهایی در زمینه شناخت متفکران و نویسندگان غربی، اعتقاد دارد که زبان فارسی در ترجمه «کم نمی آورد».
«عبدا... کوثری» مترجم آثار ادبی، درباره کارایی خط و زبان فارسی در ترجمه متون ادبی، می گوید: تا آن جا که خبر دارم، نخستین کسی که مسأله مشکلات خط فارسی را مطرح کرد، «میرزا فتحعلی آخوندزاده» بود. گویا او خطی نیز ابداع کرد که از چند و چون آن آگاه نیستم. از آن زمان تاکنون این مسأله بارها مطرح شده و حتی زمانی عده ای از تغییر خط سخن گفتند. اما مشکلات خط فارسی دست کم برای اهل قلم باید روشن شده باشد، زیرا اینان ناچارند روزی چند صفحه بنویسند و بعد هم نمونه های حروف چینی را تصحیح کنند و بارها و بارها کلمات پردندانه یا پرنقطه را که تایپیست غلط زده درست بکنند.
به گزارش فارس، کوثری ادامه داده است: اما منصفانه باید گفت که در این جا تمام تقصیر را نباید به گردن تایپیست انداخت. خود من در برخی موارد در گذاشتن نقطه ها سهل انگاری می کنم و به همین علت کلمه ای مثل «فیتز جرالد» براحتی «فتیزجرالد» خوانده می شود. خط ما دست کم دو مشکل عمده دارد، نخست پیوسته بودن حروف در ساختن کلمه و دیگر منقوط بودن حروف. در این سی چهل سال اخیر، تلاش هایی برای سامان دادن به رسم الخط فارسی صورت گرفته مثل جدا کردن «می»، «یا»، «را»، «به» و... این تلاشها برخی مشکلات را حل کرده، اما رسم الخط ما به سبب همان ویژگی ها که یاد کردم در همه موارد قاعده بردار نیست. مثلاً چسباندن «به» به کلمه قید را در خیلی از موارد رعایت نمی کنیم، چون کلمه شکل نأمانوسی می گیرد. رسم الخط ما پر از استثنا بر قاعده است.
این مترجم آثار ادبی آمریکای لاتین معتقد است: متاسفانه امروز آشفتگی بیشتری در خط پیدا شده. نه تنها بسیاری از ناشران، که بسیاری از نویسندگان و مترجمان و نشریات هم رسم الخط خاصی برگزیده اند و از سوی دیگر کسانی که کتاب های دبستانی و دبیرستانی را تألیف می کنند، رسم الخطی جداگانه دارند. هرچند در پی تلاش هایی که یاد کردم می توانیم بگوییم در صد بالایی از این قواعد به طور عام پذیرفته شده، اما همان درصد باقیمانده هنوز مشکل ساز است. از سوی دیگر بعضی قواعد خاص که فلان نویسنده یا فلان نشریه یا فلان ناشر در رسم الخط خود رعایت می کند نه تنها مشکلی را حل نکرده، بلکه بر نابسامانی افزوده است. مثلاً اضافه کردن حرف (ا) به هنگام اضافه شدن کلمه به ضمیر پیوسته (م، ت، ش، و...) یا تغییر رسم الخط کلماتی مثل «فرزانگی» و «دیوانگی» به «فرزانه گی» یا «دیوانه گی» فقط خواننده را گیج تر از پیش کرده و بس.
«کوثری» در ادامه تصریح کرده است: مشکلات خط ما برخاسته از ویژگی های اصلی این خط است و فکر نمی کنم بسیاری از آنها حل شدنی باشد، اما این دشواریها را نباید مشکل اصلی در بی سوادی یا کم سوادی خودمان قلمداد کنیم. هستند ملت هایی که خط شان چندان ساده تر از ما نیست، اما امروز در دنیای علم و هنر جایگاهی والا یافته اند.
این مترجم آثار ادبی و فلسفی درباره «زبان فارسی» و کارآیی آن در ترجمه می گوید: بحث توانایی زبان یا ناتوانی زبان به هنگام تقابل با فرهنگ و زبانهای دیگر مطرح می شود و میدان این مقابله، ترجمه است. زبان فارسی از هزار سال پیش در میدان ترجمه به آزمون نهاده شده. ترجمه های گوناگون از قرآن و ترجمه متون فلسفی که سبب شد در قرن های سوم و چهارم فرهنگ ایرانی به اوجی بی سابقه دست یابد و پیامد آن پیدایش متفکرانی چون «ابوریحان» و «ابن سینا» و «خیام» و «رازی» و ... بود، نشان داد که این زبان برای بیان مفاهیم پرورده شده و در مقابل زبان های دیگر کم و کاستی ندارد.
وی ادامه داده است: خوشبختانه امروز بسیاری از آن ترجمه ها در دسترس ماست و هنوز هم می توانیم از آن ترجمه ها نکته ها بیاموزیم. اما در این یک قرن و نیم گذشته که ما خواه نا خواه به دنیای جدیدی رانده شدیم، از نخستین کارهایمان تلاش برای شناخت این دنیا و پی بردن به رمز و راز آن بوده است. این دنیایی است که ما نقشی در ساختن آن نداشته ایم و هنوز هم نداریم. بیشتر مصرف کننده بوده ایم. هم در عرصه فناوری هم در عرصه علوم دقیق و هم در زمینه علوم انسانی. از این روست که ترجمه در کشور ما اهمیتی روزافزون داشته و دارد.
کوثری که در کارنامه ادبی اش سرودن شعر نیز به چشم می خورد، بیان داشته است: در این مدت زبان ما از طریق ترجمه غنی شده، یعنی مترجمان ما مفاهیم جدیدی از فرهنگ دیگر را با واژه هایی که یافته اند یا ساخته اند وارد زبان ما کرده اند. برخی از این واژه ها یافتنی بوده، یعنی مترجمان با رجوع به متون گذشته آن ها را یافته اند و دوباره به کار گرفته اند مثل واژه «ناکجاآباد» در برابر «یوتوپیا». این ها اغلب مفاهیمی است مربوط به فلسفه قدیم که قبلا هم در فرهنگ ما سابقه داشته چون آن آثار را قرن ها پیش ترجمه کرده بودیم. اما مفاهیم فلسفه جدید یا آن چه در نظریه های مثلاً جامعه شناسی جدید آمده، چیزهای کاملا بی سابقه است.
وی در ادامه مطلب بیان داشته است: من از آنجا که در ترجمه فلسفه محض دستی ندارم، فقط در مقام خواننده می توانم حرف بزنم. اما در مقام مترجم ادبی، در این سی و چند سال که متون مختلف ادبی، از تراژدی های یونان تا داستان های آمریکای لاتین و کتاب هایی در زمینه شناخت متفکران و نویسندگان غربی را ترجمه کرده ام، کمتر موردی یافته ام که زبان فارسی در برابر زبان انگلیسی به اصطلاح «کم بیاورد». در عرصه ادبی ما ترجمه های بسیار ممتازی از آثار مهم ادبیات جهان داریم که چیزی از اصل کم ندارد. این از آن روست که زبان ما در این هزار واندی سال برای بیان انواع مفاهیم و توصیف حالات و اطوار جسمانی و روحانی آدمی خوب آموخته و آزموده شده است.
مترجم «گرینگوی پیر» اثر «کارلوس فوئنتس» گفته است: به عقیده من زبان ها مشترکات بسیاری دارند و به همین دلیل اصولاً ترجمه امکان پذیر می شود. اما این بدان معنا نیست که زبان ها الزاما متناظر با هم هستند. تفاوت فرهنگ ها سبب می شود برخی مفاهیم و واژه ها در یک زبان کاربرد بیشتر یابد و در نتیجه در طول زمان صیقل بخورد و به حد کمال زیبایی و رسانایی برسد. اما در زبان دیگر که بستر فرهنگی متفاوتی دارد، مفاهیم دیگر و واژه های دیگر این روند تکاملی را طی کنند. بنابراین در تقابل دو زبان گاه می شود ما برای بیان یک مفهوم در یک واژه با مشکل روبه رو شویم و باید چیزی بیش از یک واژه را به کار گیریم. این وضعی است که در ترجمه ادبی، خاصه در ترجمه شعر، که از نهانی ترین و خاص ترین امکانات زبان سود می جوید، پیش می آید.
کوثری ادامه می دهد: اما این فقط مشکل زبان فارسی نیست، زبان انگلیسی نیز برای بیان برخی مفاهیم زبان فارسی با همین مشکل روبه رو می شود. نگاهی به ترجمه برخی آثار کلاسیک خودمان بیندازیم یا به ترجمه برخی رمان های فارسی در ادبیات معاصر. در ترجمه علوم جدید، خواه علوم دقیق و خواه علوم انسانی که مفاهیم تازه و بی سابقه ای دارند، ما مشکلات بیشتری داریم. در مواردی که مترجم به درستی معنای واژه ای را فهمیده توانسته با اتکا به دانش فارسی خود معادل خوبی برای این واژه یا آن مفهوم جدید بسازد. در این زمینه مشکلات ما بیشتر به سبب بدفهمی مترجمان یا دانش ناکافی آنها در زبان فارسی است. تا آنجا که می دانم مترجمان خوب ما در ترجمه این متون فرونمانده اند.
«عبدا... کوثری» در ادامه بیان داشته است: در این جا نکته ای پیش می آید که شاید دغدغه ذهنی بسیاری از ما باشد. وقتی می گوییم زبان فارسی فقیر است یا نرمش کافی در برابر زبانهای دیگر ندارد، آیا این نارسایی را باید زاییده ویژگی های زبان فارسی بدانیم یا آن را نتیجه فقر فرهنگی اهل زبان به شمار آوریم؟ من قصد دفاع از زبان فارسی را ندارم .این زبان میراث من تنها نیست. آن چه می گویم بیشتر جنبه پرسش دارد تا صدور حکم. مسأله از این قرار است: دراین مدت ما در زمینه فلسفه و علوم انسانی بسیاری از کتاب های غربی را ترجمه کرده ایم، البته نه به گونه ای نظام مند و هدف مند، بلکه پراکنده و نابسامان و بیشتر با اتکا به ذوق و گرایش تک تک مترجمان. از این روست که هنوز مجموعه کاملی که نشان دهنده سیر تحول اندیشه غربی در این زمینه ها باشد،در اختیار نداریم و برخی از ترجمه ها هم قابل اعتماد نیستند.
مترجم «استاد شیشه ای» اثر «میکل سروانتسدر» در تبیین این موضوع ادامه داده است: در مورد برخی از متفکران یا شرح آرا و عقایدشان بیش از یک یا دو کتاب معتبر در دسترس ما نیست. این خود یک مشکل است. اما مسأله یا مشکل دیگر این است که آن مفاهیم ترجمه شده، آن فلسفه ها و آن نظریه های جامعه شناسی تا چه حد در ذهن ما جا افتاده و سپس در زبان ما سیلان یافته و بخشی تفکیک ناپذیر از فرهنگ ما شده است؟ اگر چنین می بود ما نیز می باید در این مدت مفاهیم جدیدی، دیدگاه های جدیدی و حتی نظریه های جدیدی در آن چارچوب ها عرضه کرده باشیم یا مثلاً از فلان نظریه جامعه شناسی برای تحلیل جامعه کنونی خود به گونه ای نظام مند و مستدل سود جسته باشیم.
در ادامه بیان شده: در این تردیدی نیست که ما امروز داریم کسانی را که بدانند و بتوانند توضیح دهند که مثلاً «کانت» چه می گفته یا دستگاه فکری «هگل» چگونه بوده یا فلان فیلسوف قرن بیستم چه عقیده ای درباره تاریخ داشته یا فلان نظریه پرداز جامعه شناسی حرف حسابش چه بوده. اما آیا داریم متفکرانی که در دستگاه فکری آن متفکران فکر کنند و ادامه دهنده تفکر آنان در زبان و فرهنگ ما باشند؟ نگاهی به یک واژه نامه فلسفی و علوم انسانی بیندازیم و ببینیم جدا از برخی واژه ها که دیگر مصرف روزانه پیدا کرده، چند در صد از واژه ها در نوشته های تألیفی و در گفتارهای اهل دانشگاه و اهل قلم ما، به گونه ای جاافتاده و طبیعی به کار می رود.
به عبارت دیگر آن دستگاه های فکری تا چه حد درفرهنگ ما جا افتاده، از حالت عاریتی بیرون آمده و به زبان تفکر ما راه یافته تا زبان، زایایی بیابد و نرمش پذیرد. تا آنجا که دیده ام آن واژه نامه ها بیشتر به کار مترجمان آمده و آن واژه ها بیشتر در ترجمه به کار گرفته شده است.
«کوثری» یادآور شده است: البته در عرصه تاریخ نویسی وتحلیل تاریخ داریم نویسندگانی را که به گونه ای خلاق از آن مفاهیم و دستگاه های فکری سود جسته اند اما در بیشتر زمینه های دیگر کارهای تألیفی ما در توضیح و تشریح آن دستگاه ها و مفاهیم بوده و چیز تازه ای به آنها نیفزوده ایم. من از آنجا که در زبان شناسی دستی ندارم و از دیدگاه های زبان شناسان در این مورد بی خبرم، فقط در مقام مترجم و نیز خواننده ای که کم وبیش نمونه های گوناگون متون فارسی را از تاریخ بلعمی تا امروز مطالعه کرده حرف می زنم، اما شاید مناسب باشد که در اینجا از تجربه شخصی خود در این زمینه نیز چیزی بگویم.
من در زمینه علم اقتصاد چندین کتاب ترجمه کرده ام و یکی از کارهایم در دو سه سال اخیر همکاری در تدوین واژه نامه و سپس فرهنگ توصیفی اصطلاحات اقتصاد مالی و واژه های رایج در بورس و اوراق بهادار بوده. در این جا ما با مفاهیمی سر و کار داریم که هیچ سابقه ای در فرهنگ ما و در اقتصاد ما ندارند. برخی از این مفاهیم حتی به آسانی به تصور من در نمی آیند. ما از آنجا که هیچ پیشینه ای در این زمینه نداریم، ناچاریم یا به روش گرته برداری یا ترجمه لفظ به لفظ واژه بسازیم یا با توجه به کاربرد یا مفهوم آن چیز معادلی ابداع کنیم.
وی ادامه داده است:کار در هر مورد ، دشواریهای خاص خود را دارد. می توانم بگویم زبان فارسی در برخی موارد آن نرمش لازم را ندارد، اما هنوز برای من روشن نیست که این نارسایی به سبب مأنوس نبودن ما با آن مفاهیم است یا براستی عیبی در زبانمان وجود دارد. نکته ای که در اغلب موارد توجه مرا جلب می کند، آسانگیری و باز بودن دست و بال غربی ها در ساختن این اصطلاحات است و پیش پاافتاده ترین کلمات در کنار «سنگین ترین» کلمات می نشیند و هیچ اتفاقی هم نمی افتد. کار به آنجا می کشد که برای بیان یک مفهوم از اسم شخص یا فلان شرکت یا کارخانه استفاده می کنند .مثل Green Shoeکه نام کارخانه ای بوده که مثلاً اولین بار از فلان سهام استفاده کرده. حال ما برای یافتن معنی این اصطلاح باید چند فرهنگ تخصصی را بخوانیم و بعد چون نمی توانیم از روش لفظ به لفظ استفاده کنیم، خودمان واژه ای بسازیم که رساننده مفهوم آن نوع سهام و کاربرد آن باشد. ما نمی توانیم در این مورد یا هر مورد دیگر خیلی دست خودمان را باز بگذاریم، چون می ترسیم در رساندن معنی کوتاهی بکنیم. آیا اگر ما خودمان چنان سهامی را ابداع کرده بودیم باز چنین مشکلی داشتیم؟
کوثری در پایان بیان می کند: نگاهی به اصطلاحات معماری سنتی خودمان بیندازیم. سنتی دیرین و باشکوه که دستاوردش را فقط کافی است در اصفهان تماشا کنیم. چه واژه های طبیعی و خوش تراشی در این سنت داریم. مشکل اصلی ما این است که کار واژه گزینی ما معمولا در خلا ء و به گونه ای انتزاعی صورت می پذیرد، زیرا آن مفهوم هیچ پیشینه ای در فرهنگ ما ندارد و در تفکر روزانه ما هم کاربردی نمی یابد، چون کل آن دستگاه برای ما عاریتی است، از آنِ ما نشده. بنابراین باز پرسش خودم را تکرار می کنم آیا این فقر زبانی و نرمش ناپذیری زبانی که می بینیم و در برخی از رشته های علوم براستی وجود دارد، نتیجه ساختار زبان ماست یا به این علت است که ما هنوز نتوانسته ایم در فرهنگ امروز جهان جا بیفتیم و آن فرهنگ و مفاهیم جدید آن را چنان آموخته ذهن خود بکنیم که زبان به پیروی از ذهن، در برابر آن مفاهیم جدید آموخته شود و زایایی و نرمش بیابد؟
آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 25 تیر 1388 ساعت 12:18
 

تاثیر ترجمه بر زبان فارسی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 10 دی 1387 ساعت 08:07
فرهنگ غرب، به ویژه از طریق ترجمه در بسیاری از جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی کشور ما اثر گذاشته است. این فرهنگ در ادبیات، هنر، نثرفارسی، شیوه نگارش، تئاتر، نمایشنامه نویسی، سینما و موسیقی و نیزدرتفکرات فلسفی، منطق، تحقیقات علمی و حتی درآداب و رسوم و فرهنگ ایرانیان، دیدگاه‌های جدیدی به وجود آورده است. ترجمه در سایر زمینه‌ها نیز موجب بروز تحولاتی شده است از جمله در سیاست و آشنایی ملت با اندیشه‌های آزادیخواهانه. نمونه بارز این تاثیر، وقوع انقلاب مشروطیت است. ترجمه کتاب‌های سودمند فرانسوی به خصوص سه کتاب پطرکبیر، شارل دوازدهم و اسکندر مقدونی- با وجود کاستی‌ها و نارسایی‌هایی که در ترجمه آنها وجود داشت – از مهم‌ترین عوامل وقوع نهضت مشروطه به شمار می‌آیند.

● تاریخچه‌ی تاثیر ترجمه بر زبان فارسی
ترجمه و نفوذ و تاثیر زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف در یکدیگر مربوط به عصر حاضر نیست. در روزگاران گذشته نیز این ارتباط و تاثیر وجود داشته است. به عنوان نمونه، در زمان اشکانیان و ساسانیان، در طی جنگ‌ها و تماس‌های ایرانیان و یونانیان، کتاب‌هایی در زمینه‌های علمی و فلسفی از زبان یونانی و سریانی به فارسی پهلوی ترجمه شد.
از جمله این کتاب‌ها، می‌توان از قاطیغوریاس، باری ارمنیاس و انالوطیقیای ارسطو نام برد که بی‌شک در آشنایی ایرانیان با زبان و فرهنگ و علوم یونانی مؤثر بوده‌اند.
از جمله زبان‌های مختلفی که در فارسی تاثیر گذاشته است، می‌توان از عربی، ترکی، روسی، چینی و هندی نام برد:
زبان ترکی، از قرن چهارم هجری با نفوذ و مهاجرت ترک‌ها به ایران، در فارسی تاثیر گذاشت و لغاتی از آن وارد زبان فارسی شد. تاثیر ترک‌ها بر فرهنگ ما، تمدنی نبود و فقط به واژگان محدود می شد. کلماتی مانند اتابک، قلی، خان، آقا، خانم، بیگ، بیگم، دوقلو، قدغن، یاقدغن، باشی و چسی در ترکیب‌هایی مثل حکیم باشی و چراغچی وارد زبان فارسی شد. این کلمات، بیشتر جنبه‌ی تشریفاتی دارد. اما، از آنجا که ترک‌ها، قومی چادر نشین و جنگجو بودند، کلماتی نظیر ایلخی، ایلغار، قشون، قراول و یغما نیز از آن زبان وارد زبان فارسی شده است. در حقیقت، از زبان ترکی، کلماتی که دارای معانی فلسفی، علمی و معنوی باشد در فارسی وارد نشده است.
روابط تجاری ایران با چین و هند نیز باعث شد که کلمایت از این زبان‌ها وارد زبان فارسی شوند مثل چای و چیت. در طی جنگ های ایران و روس، بسیاری از نمایندگان و درباریان و حتی مردم عادی ساکن استان‌های مرزی، می‌توانستند به زبان روسی تکلم کنند. در آن زمان این زبان بخصوص در مناطق مرزی ایران رواج بسیاری یافت و کلمات زیادی از آن وارد زبان فارسی شد که هنوز همه از این کلمات استفاده می‌کنیم. مثل سماور، استکان، اسکناس، درشکه، کالسکه و امثال آن. اما، تاثیر هیچکدام از این زبان‌ها در فارسی به صورتی نیست که بتوان گفت در آ“ نفوذ کرده‌اند. اولین زبانی که در ایران فرهنگ جدیدی را به ارمغان اورد، زبان عربی است. با تداخل زبان عربی در زبان فارسی، زبان دری ( فارسی کنونی)،‌ زبان رسمی کشور ایران شد. اندیشمندان ایرانی با احاطه‌ی کاملی که به هردوزبان داشتند، به ترجمه کتب مختلف مبادرت کردند. تا ظهور پادشاهان قاجار ( یعنی به مدت ۸ تا ۹ قرن) ترجمه کتب عربی به فارسی و بالعکس، رواج زیادی پیدا کرد. تحت تاثیر این ترجمه ها، صنایع شعری تغییر کرد و کلمات بسیاری از عربی به فارسی راه یافت و آداب و رسوم و سنن و قواعد دو کشور در فرهنگ دیگری، جایی برای خود باز کرد. همچنانکه کلماتی نظیر روستا، سراب، سرداب، شلوار و هزاران واژه‌ی دیگر به زبان عربی راه یافت، برخی عیناً پذیرفته شد و تعدادی معرب و مقلوب گردید – تعداد زیادی از کلمات عربی نیز وارد زبان فارسی شد.

تاثیر زبان‌های اروپایی در زبان فارسی امروز
نفوذ و تاثیر زبان و فرهنگ اروپایی درکشور ما به صدوپنجاه سال اخیر باز می‌گردد. از زمانی که روابط سیاسی، فرهنگی و علمی ایران با کشورهای غربی افزایش یافته، نفوذ زبان و ادبیات آنان در زبان فارسی رو به فزونی گذاشته است. در میان این زبان‌ها، اول فرانسه و پس از انگلیسی، نفوذ بیشتری در فارسی داشته‌‌اند.
نخستین زبانی که تدریس آن در ایران متداول شد، زبان فرانسه بود. نخستین کسانی که برای تحصیل به خارج از کشور رفتند، کشور فرانسه را که کانون تمدن و فرهنگ آن زمان بود، انتخاب کردند. میسیونرهای کاتولیک مذهب که برای تبلیغ دین مسیح و یا سفر به هند و چین به ایران آمدند. زبان فرانسه را در آغاز قرن چهاردهم میلادی، به کشورمان آوردند.
با این حال، تاثیر زبان فرانسه در فارسی با وجود تاثیرات عمیقی که برجای گذاشته، مربوط به گذشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد، با گسترش فرهنگ آمریکایی در ایران، زبان و فرهنگ انگلیسی، جای زبان و فرهنگ فرانسه را گرفت. ترجمه و آموزش زبان انگلیسی، رونق فراوان یافت و یادگیری این زبان، یکی از ارزش‌های مثبت جامعه به شمار آمد.
امروزه، آثار ترجمه شده که به صورت کتاب، روزنامه یا از طریق رادیو و تلویزیون عرضه می‌شوند، مهم‌ترین ماده زبان فارسی به شمار می‌روند. با ترجمه، خواه ناخواه مقداری اشکال تازه وارد زبان می‌شود. از این رو، وقتی در دوره‌ای ترجمه زیاد باشد، موجب تحول زبان می‌شود. این دگرگونی به خودی خود بد نیست. حتی تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این جربان باعث باروری زبان و فرهنگ می‌شود. چه اینکه فارسی امروز را در زمینه‌های مختلف ادبی و فلسفی و علمی با زبان چند دهه‌ی پیش نمی‌توان مقایسه کرد. بدون تردید یکی از دلایل این پیشرفت، ترجمه‌هایی است که در این مدت از زبان‌های دیگر شده است.
اما، گاه دیده می‌شود که از طریق ترجمه، مقدار زیادی لغات و اصطلاحات بیگانه مغایر با روح زبان فارسی. در آن وارد می‌شود. این امر به زبان فارسی لطمه می‌زند. لذا باید در آموزش مترجمان متخصص، کوشش شود و در ارائه مطالب ترجمه شده، دقت کافی به عمل آید.
ترجمه از دو طریق در زبان نفوذ می‌کند: ورود لغات جدید و تغییر در دستور.

● ورود لغات جدید
واژه‌های بیگانه به ضرورت وارد زابن می‌شوند و پذیرش برخی از آنها اجتناب‌ناپذیر است. اصطلاحات و تعبیراتی که از زبان‌های فرانسوی و انگلیسی وارد زبان فارسی شده‌اند، قلمرو وسیعی دارند و در تمام شئون علمی و فرهنگی و اجتماعی و آداب و رسوم ایرانیان نفوذ کرده‌اند. متخصصان و محققان، دها هزار نوع از این کلمات و اصطلاحات را شناسایی و مورد بررسی قرار داده‌اند. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود. br>برخی از لغات، عیناً وارد زبان فارسی شده‌اند. این امر، یک دلیل کلی دارد: آشنایی با پدیده تازه‌ای که مفهوم تازه ‌ای دارد. به عنوال مثال:
اختراع ابزارهای فنی تازه و ورود آنها : نظیر تلفن، تلگراف، رادیو، تلویزیون، سینما، اتومبیل، آسانسور، آسفالت، بمب، کامپیوتر و پنیسیلین.
کشفی در علوم: میکروب، ویروس، باکتری، سلول، اکسیژن، ازت، اتم، الکترون، پروتئین، هیدروژن.
آداب و رسوم و نهادهای نا آشنایی که قبلاً مشابهی نداشته یا به صورت دیگری بوده: بانک، پارلمان، کابینه، رستوران، بوفه، هتل، کریسمس، تئاتر، بورس، کمیسیون، کمیته، فوتبال، بسکتبال و امثال آن.
بعضی از لغات نیز به همان صورت ترجمه شده و وارد زبان فارسی شده‌اند. حتی در میان این واژگان امر روزمره زندگی و تعارفات و آداب و رسوم، نیز وجود دارند. برخی از جملات هم عیناً ترجمه شده و در فارسی استفاده می‌شود. مثل:
▪ خطر از سر ما گذشته
The danger is past
▪ خالی از فایده نیست
Aussin,st – ilopas inutile
▪ بدیهی است که
It.s clear that
▪ من یک پیشنهاد دارم
I have an iadea

● برخی از لغات و اصطلاحات ادبی و هنری وارد شده به فارسی:
▪ شعر نو
Modern Poetry
&▪ قهرمان داستان
Le e,ros de roman
▪ مجموعه‌ی شعر
Recueil des poe,sie
▪ نوآوری
Innovation

● برخی اصطلاحات سیاسی وارد شده به فارسی:
▪ همزیستی مسالمت آمیز
Coe,xistence Pacifique
▪ زندانی سیاسی
Political Prisoner
▪ اعتصاب عمومی
The genral Strike
▪ حکومت ائتلافی
Coalition goverment

● برخی اصطلاحات روانشناسی وارد شده به فارسی:
▪ ضمیر ناخودآگاه
Un Counscious
▪ عقده‌ی حقارت
Inferiority Complex
▪ عدم تعادل روحی
Mental imbalance
آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:38
 

ترجمه یک گام به جلو

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 10 دی 1387 ساعت 08:02
زنده یاد فریدون فاطمی درباره ضرورت ترجمه آثار فلسفی

چند سال قبل طرحی را با دوست گرامی ام حمیدرضا ابک در روزنامه شرق آغاز کردیم. در این طرح که شامل چندین گفت وگو بود، «ترجمه متون فلسفی» باید در گفت وگو با مترجمان و صاحبان رای این حوزه مورد بررسی قرار می گرفت.
خوشبختانه فرصت انتشار چند گفت وگو که این موضوع را از جنبه های مختلف به مناظره می گذاشت فراهم شد، اما توقف انتشار روزنامه یادشده چند گفت وگوی منتشر نشده را در کارنامه ما قرار داد؛ گفت وگوهایی که هرچند انتشار آنها در همان زمان می توانست کاربردی تر باشد، اما هنوز نکاتی را دارا هستند که به طور حتم به علاقه مندان این عرصه، اطلاعات مفیدی را خواهد داد. یکی از این گفت وگوها، با زنده یاد فریدون فاطمی صورت گرفت. فاطمی که هفته گذشته درگذشت علاوه بر ترجمه آثار بسیار بااهمیت در عرصه فلسفه، تاریخ و اقتصاد، به عنوان یک ویراستار حرفه یی، سهمی با اهمیت در انتشار آثار فلسفی داشت. او که ترجمه کتاب هایی از جمله «هگلی های جوان»، «پژوهش های فلسفی»، «اندیشه های هوسرل» و «ابن رشد» را به فارسی ترجمه کرده، در این گفت وگو از ضرورت های ترجمه می گوید.
▪ شما به عنوان یک مترجم، وضعیت کتاب های فلسفی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا تعدد عنوان های منتشر شده و از سویی خوانندگان محدود، در تضاد با هم نیستند؟ آیا تعدد ترجمه ها به شتاب و در نهایت ضعف آنها نخواهد انجامید؟
ـ خوشبختانه طی سال های اخیر، توجه بیشتری از سوی خوانندگان نسبت به کتاب های فلسفی صورت گرفته است. بحث های جدیدی در این باره مطرح شده و جریان های تازه یی در این عرصه مورد توجه قرار گرفته است. از همین رو ما خوانندگان گسترده تری را می بینیم که به سراغ کتاب های فلسفی می آیند، از دیگر سو آمیخته شدن برخی از علوم و پیدایی علومی میان رشته یی سبب شده دایره کتاب های فلسفی، وسعت بیشتری به خود بگیرد و چنانچه می دانیم گستردگی وسعت حوزه و میدان یک علم، دایره مخاطبان آن را نیز افزایش خواهد داد.
این وضعیت به گمان من مثبت است، هرچند که ایده آل نیست، یعنی هرچند که تعداد خوانندگان کتاب های فلسفی افزایش یافته، اما در مجموع تعداد این خوانندگان هنوز آنچنان که باید نیست، اما به هرحال گسترش توجه به کتاب های فلسفی سبب شده تا بالطبع مترجمان بیشتری سراغ این مساله بروند، چون به هرحال ما مترجم ها را نیز به عنوان «خوانندگان فعال» می شناسیم. آنها کتاب را به دقت می خوانند و سپس در اختیار خوانندگان خود قرار می دهند. اما این نکته که تعداد این علاقه مندان فعال روبه گسترش است و عنوان کتاب هایی که توسط ایشان منتشر می شود فزونی یافته بحث دیگری است که می توان به آن نیز پرداخت.
▪ شما این نکته را چگونه ارزیابی می کنید؟
ـ می توان دلایل بسیاری را برای این قضیه برشمرد. در طول سال های اخیر، همه مسائلی که پیرامون ما است از اینترنت و ماهواره گرفته تا توجه رسانه های داخلی به مقوله زبان، سبب شده زبان آموزان بیشتری در کشور وجود داشته باشند. این نکته سبب می شود که بالطبع مترجمان بیشتری نیز داشته باشیم و از آنجا که مترجمان ما گاه خود را از خواندن تجارب دیگران بی نیاز می بینند، تنها به کار خود می پردازند و کار دیگری را نمی خوانند.
شاید کمی اغراق آمیز باشد، اما اگر همه آن کسانی که در ترجمه کتاب، مقاله، گفت وگو و گزارش های فلسفی به فعالیت مشغولند، کتاب های ترجمه شده این عرصه را بخوانند، تیراژ این کتاب ها خیلی بالاتر از رقمی می رسد که در حال حاضر وجود دارد. شما تعداد دانشجویان فلسفه، پژوهشگران و استادان این رشته را نیز اگر به مترجمان بیفزایید، ما با تعداد قابل توجهی «کتاب فلسفه خوان» روبه رو خواهیم بود.
▪ شما در مورد دلیل انتشار و ترجمه کتاب های ترجمه به چند دلیل اشاره کردید، اما تنها به تعدد زبان آموزان و بالطبع مترجمان پرداختید. ممکن است ادامه گفت وگو را به دلایل دیگر این مساله، یعنی تعدد مترجمان و ترجمه آثار فلسفی اختصاص دهیم؟
ـ علاوه بر مساله زبا ن آموزی، مساله ارتباطات سبب شده کتاب به شکل ساده تری در دست مترجم قرار گیرد. این روزها شاهد آن هستیم که بسیاری از کتاب های مهم و قابل اعتنای عرصه فلسفه به سادگی در اینترنت قابل دسترسی هستند. علاوه بر این افزایش اطلاع رسانی در حوزه کتاب های فلسفی در اینترنت و رسانه های دیگر سبب شده خوانندگان توجه بیشتری به این دسته از کتاب ها داشته باشند. جمع این مسائل سبب می شود ترجمه های منتشر شده در آن عرصه نیز افزایش یابد.
▪ و البته تنوعی که در آثار فلسفی به وجود آمده... شما به مساله توجه بینارشته یی در فلسفه اشاره کردید...
ـ بله، این نکته بسیار مهمی است. فلسفه امروز در تلاش است تا خود را بیشتر وارد زندگی کند. گرچه ما نقش فلسفه را در زندگی خود چندان پررنگ نمی بینیم، اما این نقش در کشورهای دیگر بسیارپررنگ است. البته سایه یی از این توجه در کشور ما، در غالب کتاب های تجاری وجود دارد، اما در این بخش نیز آن جایی که باید، توجه وجود ندارد. مثلاً تعداد کتاب های عامه پسندی که با فلسفه در ارتباطند، مگر چند تا هستند؟ تیراژ این کتاب ها چقدر است؟ نه در عرصه تیراژ و نه در عرصه تعداد این کتاب ها، با چنان عدد بزرگی روبه رو نیستیم که آنها را قابل توجه بدانیم.
▪ بخشی از سوال اولم در مورد کیفیت ترجمه های منتشر شده بود. به گمان شما، تعدد ترجمه سبب پایین آمدن ترجمه نمی شود؟ آن هم با مترجمان حرفه یی کمی که ما در عرصه ترجمه متون فلسفی داریم؟
ـ شما در کنار این ضعف های احتمالی، باید به نکات قوت آن نیز توجه داشته باشید به طور مثال در سال های گذشته، بسیاری از آثار با تاخیری چند ساله و حتی چند دهه یی به فارسی ترجمه می شد. آیا این روزها ما شاهد انتشار آثاری هستیم که از انتشار آنها در کشورهایشان زمان زیادی نمی گذرد. این نکته سبب می شود جامعه ما به روزتر حرکت کند و با تحولات آشنا شود. به گمان من، مزایای این تعدد کتاب های ترجمه (البته اگر نامش را بشود ترجمه بگذاریم) بیشتر از مضراتش است.
▪ به گمان شما چرا در این عرصه ما چنین به ترجمه دل بسته ایم؟
ـ نکته اول شرایط عمومی جامعه ما است. چرا ما در عرصه صنعت، پیش از آنکه خود مولد باشیم، به مونتاژ دل بسته ایم؟ چرا فرهنگ ماهواره کالای خارجی را بیشتر می پسندد؟ شما اگر اینگونه به ماجرا نگاه کنید، ما در عرصه تالیف آثار فلسفی، حتی پیشرو هم هستیم. یعنی در ارتباط با دو به دویی تالیف و ترجمه آثار فلسفی در ایران، اگرچه طرف ترجمه آن وزن بسیار بیشتری دارد، اما این تناسب به اندازه شرایط عمومی جامعه نیست.
اما از سوی دیگر، جنس فلسفه غرب نیز چنان است که نمی توان آن را مورد پژوهش قرار نداد. آنها در سال های گذشته خیلی خوب به مسائل مختلف پرداخته اند. پژوهش های غربیان در مورد اقتصاد، تاریخ، سیاست، فلسفه و علوم سبب شده ما آنها را به عنوان مرجع مورد توجه قرار دهیم. به هر حال غربی ها فرصت بیشتری را در عرصه پژوهشی و تحقیقی گذرانده اند و کسی نمی تواند منکر این قضیه باشد. ما نیز اگر خود را به این دانش مجهز نکنیم به خود جفا کرده ایم. اگر ما دستاوردهای آنها را بخوانیم، علاوه بر آنکه خواهیم دانست آنها چه کرده اند، راه ها و تجربه های انجام شده آنها را تکرار نخواهیم کرد.
▪ اما به نظر می رسد بیش از آنکه ما به این بخش تبادل ترجمه فکر کنیم به نوعی جریان و مد وابسته شده ایم، این طور نیست؟
ـ کاملاً. متاسفانه این نکته گاه سبب می شود که بسیاری از کتاب های مطرح به فارسی ترجمه نشوند. شما به سال های کمی قبل تر توجه کنید. در سال های پایانی دهه ۷۰ و سال های آغازین دهه ۸۰، موجی از کتاب های مرتبط با «پست مدرنیته» به فارسی ترجمه شد. این تب چنان مترجم ها و بالطبع خوانندگان را به خود مشغول کرد که برخی از کتاب ها با دو ترجمه وارد بازار شد و در مواردی حتی کتاب های بسیار بی اهمیتی در این عرصه به چاپ رسید. روی دادن این دو نکته، باعث بی اعتمادی مردم به آثار منتشره شد. گرچه هنوز بقایای این «مد» هنوز وجود دارد، اما آنچنان نیست که بتوان آن را «تب» دانست. در عرصه های دیگر نیز با این قضیه مواجهیم. زمانی ادبیات امریکای لاتین مورد توجه بود و حالا نوعی دیگر از ادبیات. این نکات هرچند در بدنه کل فرهنگ تاثیری ندارند، اما ضایعاتی نیز به هر حال دارند. به طور مثال ما سال ها درباره هابرس، ویتگنشتاین، ایگلتون و آنتونیو نگری حرف می زدیم، اما کتابی از آنها در دست نداشتیم. این یک واقعیت در فرهنگ ما است که مردم ما و طبیعتاً روشنفکران ما کمی «دهن بین» هستند.
▪ یعنی دارای فرهنگ شفاهی هستند؟
ـ این سبب می شود که همیشه تحت تاثیر مسائل زودگذر قرار گیرند. ما در رشته های مختلف می بینیم که افراد به قضاوت شخصی خود کمتر بها می دهند و داوری آنها بیشتر تابع محیط است و محیط به آنها دیکته می کند که چه قضاوتی انجام دهند. این عیبی است که در کل جامعه و در روشنفکران ما نیز وجود دارد؛یعنی قضاوت مستقل هنوز در میان ما رایج نیست.
▪ شما فکر می کنید توجه به این مدگرایی چه کمکی به ادبیات ما می کند؟ مثلاً تاثیرات پست مدرنیته را در ادبیات و فرهنگ ما چگونه می بینید؟
ـ طبیعتاً تاثیر خود را خواهد گذاشت. البته ممکن است گاهی این تاثیر با اشکال منفی همراه باشد. مثلاً در قالب تقلید کورکورانه اجرا شود،اما نمی توان به دلیل آنکه برخی دچار کج فهمی می شوند اندیشه ها و نحله های فکری دیگران را ترجمه نکنیم. ما برای آنکه خود را با سطح فلسفه، فرهنگ و اندیشه جهان همراه کنیم،ناچار به ترجمه ایم. ما برای آنکه بدانیم جایگاهمان کجا است،ناچار به ترجمه ایم. یعنی اگر مولف ایرانی نداند که «آن دیگری» چه می گوید، می نویسد و می اندیشد، چگونه می تواند ادعا کند که حرف های نویی برای گفتن دارد. وقتی حرف های ما در کنار حرف های آنها قرار می گیرد، ارزشیابی می شود. اصلاً بعد از ترجمه آثار دیگران است که ما متوجه می شویم کار ما قابل طرح در عرصه جهانی هست یا نه.
مثلاً باز از صنعت مثالی می زنم. تا زمانی که خودروهای خارجی وارد کشور نشوند، ما نخواهیم فهمید که جایگاه خودروسازی مان کجاست. حال ممکن است عده یی ورود خودروهای خارجی به کشور را از چند جنبه نقد کنند. مثلاً بگویند اینها بازار داخلی را ضعیف می کنند یا ورود آنها سبب می شود برخی از خودروسازان داخلی کورکورانه از آنها تقلید کنند و بخواهند شبیه آنها بسازند. آیا این دو مساله سبب نمی شود ما خود را از تکنولوژی روز دنیا محروم کنیم؟ آیا این مساله سبب نمی شود که ما سطح تکنولوژی خود را پایین نگه داریم؟ بنابراین شاعر، نویسنده و متفکر ما باید بتواند خود را با معیارهای بین المللی بسنجد. ما متفکری داریم که بدون توجه به دیگر نقاط جهان، می اندیشد و ممکن است فکرها و اندیشه های خیلی خوبی هم داشته باشد.
اما شاید او بعد از خواندن چند کتاب جدید متوجه شود که دیگران پیش از او این راه ها را رفته اند، شاید او متوجه شود که به طور کلی شیوه اندیشیدنش نادرست است. ما ناگزیر به انتخابیم و دو گزینه پیش روی خود داریم یا باید ترجمه را به طور کامل کنار بگذاریم یا باید در کنار نکات مثبتی که دارد عیب های احتمالی آن را بپذیریم. انتخاب گزینه اول برای ما مقدور نیست، چرا که ما به تنهایی قادر به تولید اندیشه نیستیم. این نکته نه تنها در مورد ما که در مورد همه کشورهای جهان مصداق دارد. شما نمی توانید کشوری را در جهان پیدا کنید که آثار دیگران را ترجمه نکرده باشد. در خود فرو رفتن ما در فضایی که همه چیز به سمت جهانی شدن پیش می رود، دردی را از ما دوا نمی کند.
▪ به هر حال محدودیت زبان فارسی به ایران و چند کشور دیگر، کار ما را در این عرصه دشوار می کند.
ـ بله، بله... حتماً.
▪ ممکن است کمی در این مورد توضیح دهید و اینکه محدودیت زبانی چه محدودیت هایی در ارتباط ما با جهان برقرار می سازد؟
ـ محدودیت زبانی به گمان من، از ارتباط با جهان نمی کاهد، هرچند که ممکن است عاملی بر سر گسترش این ارتباط باشد. ما اگر حرف مهمی داشته باشیم، جهان به سراغ آن خواهد آمد. نمونه اش ترجمه هایی است که از زبان های «کم گویش ورتر» انجام می شود، اما در مورد ضرورت ترجمه در این فضا باید به گونه یی دیگر اندیشید. زبان فارسی زبانی است که عده کمی از مردم دنیا به آن سخن می گویند. حتی همه مردم ایران نیز فارسی زبان نیستند. البته حتی اگر جمعیت افغانستان و تاجیکستان را هم به فارسی زبانان بیفزایم، تعداد آنها آنقدر گسترده نخواهد شد. در مقابل این تعداد کم گویش ور، زبان های اسپانیایی، آلمانی، انگلیسی و چند زبان دیگر دنیا توسط افراد بسیار بیشتری مورد استفاده قرار می گیرد. به نظر من مقایسه تولیدات فرهنگی در ایران، با جهان غیرممکن است. از این رو است که ما باید آثار دیگران را به زبان خود ترجمه کنیم.
▪ اما گاهی فرهنگی به واسطه قدرت رسانه یی،اقتصادی و سیاسی، خود را به دیگران تحمیل می کند. مثل انگلیسی که تا سده پیش مثل امروز مورد توجه نبود.
ـ بله همه نکات را نمی توان متوجه تولیدات فرهنگی یا تعداد سخنوران زبان کرد. پارامترهای مختلفی وجود دارد که در معرفی فلسفه، اقتصاد و ادبیات یک کشور تاثیر دارد. همه مسائل با هم رشد می کنند و در عین حال تابع یکدیگر هستند. اما به گمان من آنچه در رقابت دارای اهمیت است، فارغ از همه قدرت های سیاسی، اقتصادی و رسانه یی در اندیشه یی است که پشت مسائل مطرح شده وجود دارد. اگر حرف، اندیشه و نکته یی وجود داشته باشد، حتماً در درازمدت دیگران آن را مورد توجه قرار خواهند داد. نکته یی که در حال حاضر مطرح است، آن است که ما حرف چندان تازه یی در بسیاری از عرصه ها نداریم. ممکن است در حال حاضر شروع به انجام حرکت هایی در عرصه فلسفه و ادبیات کرده باشیم، اما چنانچه همه می دانیم و پذیرفته ایم به نتیجه رسیدن حرکت های فرهنگی به زمان نیاز دارد. تا زمانی که حرکت های ما به نتیجه برسد، زمانی دراز پیش رو خواهیم داشت که اگر بتوانیم و به حرکت خود ادامه دهیم قطعاً حرف هایی برای گفتن خواهیم داشت.
▪ یکی از مسائلی که در عرصه ترجمه وجود دارد، طرح مترجم حرفه یی است. برخی از مترجم ها معتقدند نیازی به آن نیست که مترجم در عرصه یی که کار می کند متخصص باشد. یعنی نیازی نیست که به فلسفه آگاهی کامل داشته باشد چرا که کتاب های فرهنگ و دیکشنری های مختلف نیاز او را در عرصه تخصص برطرف می کنند. شما در این مورد چه نظری دارید؟
ـ من کاملاً مخالف این دسته از افراد فکر می کنم. یک مترجم فلسفه حتماً باید فلسفه بداند. شاید جواب من خیلی رک و سرراست است اما نکته آنجاست که همین طرز تفکر سبب شده بسیاری از ترجمه های فلسفی قابل خواندن نباشند. یعنی یکی باید بنشیند این متون فارسی شده را دوباره به فارسی ترجمه کند.
علت این قضیه آن است که مترجم اصلاً شناختی به فلسفه ندارد. البته یک نکته را نیز نباید فراموش کرد. افراط در این قضیه نیز می تواند اثرات بسیار بدی داشته باشد. به طور مثال کسی که قرار است متن فلسفی را ترجمه کند، نیازی به آن ندارد که فیلسوف باشد البته اگر باشد بهتر است. همین که او به حوزه یی که ترجمه می کند شناختی نسبی داشته باشد کافی است. از سوی دیگر او باید نسبت به وجدان خود پاسخگو باشد.
کسی که متنی را می خواند و نمی فهمد، چطور می تواند آن را از زبانی به زبان دیگر برگرداند. مترجم باید دست کم با خودش روراست باشد. در برخی از موارد هم او متن زبان اصلی را می فهمد، اما نمی داند چطور آن را به فارسی ترجمه کند. شاید او در این موارد با کمی کنکاش و پرسش از دوستان موفق شود اما اگر کارش را سرسری بگیرد، به طور حتم یک فاجعه کتابی دیگر به کتاب های با ترجمه بد ما افزوده خواهد شد. اگر بخواهم مساله را جمع بندی کنم به این مساله اشاره می کنم که مترجم متون فلسفی باید اصطلاحات آن را بداند و آن را خوب بفهمد هرچند که خود هرگز نتواند اثری مشابه را بنویسد.
▪ یعنی مترجم خود در مقام تاویل گر از متن مرجع قرار می گیرد، درست است؟
ـ بله حتماً، متاسفانه ما در این قضیه کمی با کج فهمی روبه روییم و باعث تاسف است که ترجمه کتاب های فلسفی را بسیار سرسری انجام می دهند. پاسخ آنها در جواب به این مساله آن است که چون فلسفه دشوار است ما آن را نمی فهمیم اما کسانی که فلسفه می دانند متن ترجمه را خواهند فهمید. اگر در نهایت هم کسی پیدا نشود که ترجمه آنها را متوجه شود، می گویند کتاب از سطح فلسفی جامعه ما بالاتر است. من با این دوستان مخالفتی ندارم اما کتابی که به درد سطح فلسفی ما نمی خورد چرا باید ترجمه شود.
▪ اما به هرحال چند سال بعد کسانی انتقاد می کنند که چرا فلان کتاب ترجمه نشده.
ـ منظور من ترجمه کردن یا نکردن کتابی نیست که اگر به صورت درست هم ترجمه شود، شاید ما آن را متوجه نشویم. حرفی را که من بیان می کنم، نکته دیگری را در بر دارد. منظور من این است که کتابی که بد ترجمه شود، بهتر آن است که اصلاً ترجمه نشود. البته قضاوت در مورد ترجمه متون فلسفی نیز دشوار است چرا که دشواری یک اثر نیز می تواند سبب فهم دشوار آن شود. عکسش نیز صادق است برای مثال شما وقتی یک متن ساده را ترجمه می کنید نیز با دشواری هایی روبه رویید. شما در این مورد باید مرتباً از خود بپرسید که پشت این سادگی چه نکته مهمی نهفته است. برای مثال فهم نوشته های هگل برای یک آلمانی زبان نیز دشوار است که آلمانی را از بچگی آموخته و به آن فکر کرده است، چه رسد به کسی که زبان مادری اش آلمانی نباشد و بخواهد نوشته های او را بخواند. در این مورد اگر مترجمی نوشته های هگل را به زبانی ساده و روان ترجمه کند ما به ترجمه اش شک می کنیم، ما نباید فریب ظاهر ترجمه را بخوریم که ممکن است فهم آن ساده یا دشوار باشد. قضاوت در این مورد باید براساس داده ها و اطلاعات دقیق باشد.
از سوی دیگر قضاوت های «ملالغتی» در مورد ترجمه درست نیست. همان طور که هر کدام ما از یک جمله نه چندان دشوار فارسی دریافت های ویژه خود را خواهیم داشت، یک مترجم نیز برداشت خود را از متن خواهد داشت، این قضیه به خصوص در مورد علوم انسانی بیشتر وجود خواهد داشت که بسیار شخصی و فردی نوشته شده اند.
▪ شاید به همین دلیلی که شما آن را با عنوان «عدم ترجمه از کتابی،بهتر از ترجمه بد از آن است» معرفی می کنید برخی از آثار با فاصله های زمانی نسبتاً زیادی به فارسی برگردانده شده اند. مثالش همین کتاب پژوهش های فلسفی ویتگنشتاین است که خود شما آن را ترجمه کرده اید. ما سال ها درباره این فیلسوف حرف می زدیم بدون آنکه مهم ترین کتابش را خوانده باشیم.
ـ متاسفانه اینگونه بوده است. مشکل ویتگنشتاین را هم آن طور که می گویند مرتبط به زبان دشوارش نیست. برعکس زبان راحتی را که او به کار می گیرد آنقدرها دشوار نیست. به عنوان مثال زبان هگل، کانت و حتی هایدگر بسیار دشوارتر از ویتگنشتاین است. منتها فهم فلسفی او کمی دشوار و وقت گیر است. از طرفی نوع بیان ویتگنشتاین اینگونه نیست که مثل بقیه فیلسوف ها به مقدمه چینی بپردازد و بستر را برای فهم آنچه می خواهد بگوید، آماده کند.
او یکراست می رود روی اصل مطلب، اما بریده بریده حرف می زند. گاهی ارتباط بین حرف هایش را برای خواننده بیان نمی کند، یعنی استدلالی را در جایی مطرح می کند و می گذرد بدون آنکه ارتباط موضوع را با جملات پس و پیش در نظر بگیرد. البته در نهایت این بریده بریده بودن ظاهری است. کسانی که رشته اندیشه های این فیلسوف را می فهمند، ارتباط بین همین نکات را به خوبی خواهند فهمید. در مورد ویتگنشتاین مهم آن است که اساس اندیشه هایش را بدانی، آن وقت خیلی راحت می توانی با نوشته هایش ارتباط برقرار کنی.
آخرین بروز رسانی در جمعه, 30 مرداد 1388 ساعت 06:39
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 7

زبان سایت

English French German Italian Portuguese Russian Spanish

درصد تکمیل پرونده

برای دیدن درصد تکمیل پرونده خود
عضو شوید.

آخرین گروه های کاری

نقشه سایت

مرکز ترجمه و پژوهش ایران

Farsi Localization and translation center >>> Iran Tours >>> Iran Airport Transfer >>> Iran Responsible Travel >>> Iran Tour and Travel Agency >>> Iran Travel Service >>> Go Farsi